۲۵ شهریور, ۱۳۸۶
جاده فرعی تنگه واشی در ۳کیلومتری شهرستان فیروزکوه واقع شده . اگر از شهر فیروزکوه به سمت تهران حرکت کنیم بعد ازحدود ۳کیلومتر به جاده ای فرعی در سمت راست میرسیم که علامت پست برق در سمت راست آن واقع سده و تابلو تنگه واشی هم به راحتی دیده میشود . در سمت چپ جاده فرعی و بر جاده اصلی نیز بیمارستان امام خمینی واقع شده . حدود ۱۰ کیلومتر که در جاده پیش برویم به دو راهی میرسیم که باید به سمت راست برویم . بعد از گذر از حدود ۷کیلومتر دیگر از جاده آسفالته به دو راهی دیگری میرسیم که باز هم باید به سمت راست برویم .سمت چپ آن تابلو امام زاده ای نصب شده . بعد از ۵کیلومتر به روستای جلیلجند میرسیم و در انتهای روستا به سمت چپ ، جاده خاکی میشود ولی بسیار جاده راحتی است که با هر اتومبیلی میتوان به راحتی از آن گذر کرد .بعد از ۴کیلومتر گذر از میان باغها به پارکینگ تنگه میرسیم . از این نقطه به بعد ماشین عبور نمیکند . ولی راهی در سمت راست رودخانه است که به صورت مارپیچ از سینه کش کوه بالا میرود ودر آنسوی تنگه پایین میآید . منطقی این است که اتومبیل را در پارکینگ پارک کرده و به آب بزنیم تا از زیبایی های تنگه لذت ببریم .
بعد از حدود ۱۰ دقیقه پیاده روی به مکانی میرسیم که چاره ای جز وارد شدن به آب و تنگه را نداریم . دیواره های اطراف تنگه فضایی به عرض تقریبی ۵ متر را بوجود آورده که آب از درون آن جاری است . ارتفاع آب در عمیق ترین نقطه به ران پای یک فرد با قد متوسط میرسد . کمی جلوتر به کتیبه سنگی بزرگی به ابعاد۶*۷ متر میرسیم که تصویر شکار فتحعلی شاه قاجار میباشد . دشت بعد این تنگه شکارگاه سلطان قاجار بوده و بدستور وی کتیبه ای در این نقطه تراشیده شده که اسامی افراد سوار بر اسب در کنار آنها نوشته شده . ساخت این کتیبه ۳ سال طول کشیده و قدمت ۱۸۵ ساله دارد . معمار باشی آن استاد قاسم حجار است و در گوشه کتیبه تاریخ ۱۲۳۲ ه.ق ثبت شده .سلسله قاجار ۳کتیبه معروف دارد که یکی در چشمه علی شهرری ، دیگری در تونل وانه جاده هراز و سومی همین کتیبه تنگه واشی است که به جلیل جند معروف است . البته کتیبه های دیگری نیز از آنها به یادگار مانده که تعدادی از آنها در طاق بستان کرمانشاه در کنار کتیبه های ساسانی قابل رویت است . در حاشیه کتیبه اشعاری از حماسه سرای ایرانی از شاهنامه درج شده و آیات قران نیز به کل کتیبه زینت داده . ساخت کتیبه در مکانی است که از هرگونه بارش باران محفوظ بوده و نور خورشید نیز به آن نمیتابد . در نتیجه دچار فرسایشی نشده ولی دست ویرانگر توریست ها به این کتیبه باستانی آسیب رسانده و یادگاری هایی بر روی آن نوشته شده است .
بعد از گذر از تنگه اول که حدود ۳۰دقیقه طول میکشد وارد دشتی میشویم که از اردیبهشت ماه تا اوایل مرداد ماه سرشار از انواع گلهای رنگارنگ است . در این میان گیاه باریجه نیز میروید که به علت کمیابی آن ، چیدنش جرم محسوب شده و اداره محیط زیست و منابع طبیعی به شدت از آن مراقبت میکند . ولی باز هم به دست تعدادی از افراد محلی چیده میشود . بعد از حدود ۴۰دقیقه پیاده روی در دشت به تنگه دیگری میرسیم که در سمت چپ آن در اواسط تنگه غار کوچکی که فقط یک اطاق است درست شده . درنهایت ۲۰دقیقه بعد به آبشار ساواشی میرسیم که با داشتن ارتفاع کم بسیار زیبا بوده وحوضچه کوچکی در زیر آن تشکیل شده که مکان مناسبی برای عکسبرداری گردشگران میباشد .
کل مسیر با وجود قرار داشتن تعداد زیادی سطل زباله متاسفانه مملو از آشغال و بطری های نوشابه و آب معدنی میباشد .
در کنار آبشار مسیری کوتاه ، سینه کش کوه را بالا میرود و بعد ۲۰ دقیقه به حوضچه تقریبا بزرگی میرسیم که اگر بخواهیم از داخل آب عبور کنیم آب تا کمر بالا میاید . در کنار حوضچه راه باریکی است که بعد ۱۵دقیقه به حوضچه دوم میرسد . عبور از این حوضچه در بعضی قسمتها نیاز به شنا کردن دارد . این مسیر همینطور ادامه دارد و به سواد کوه ، سرچشمه این رود و زادگاه رضا شاه ختم میشود .
در بالای تنگه اول دیواره هایی از قلعه ای قدیمی به چشم میخورد که ظاهرا متعلق به مازیار سردار ایرانی میباشد .
برای شناخت مازیار باید گوشه ای از تاریخ ایران زمین را ورق زد :
با انقراض سلسله ساسانیان و ورود اعراب ودین جدید به ایران و قبولاندن تحمیلی دین به زرتشتیان ایران ، خلفای اموی و عباسی هراز چند گاهی خودرا مواجه باقیامی درگوشه وکنار ایران میدیدند که علیه ظلم و بیداد آنها و تمایز ایرانی از عرب ، برپا میشد .
با به اوج رسیدن ظلم خلافت اموی یک ایرانی به نام مسلم بن عقیل از خراسان سر به شورش نهاد که توانست حکومت امویان را ازبین برده ودولت امام عباسی را ، با به حکومت رساندن ابوالعباس عبدا… بر سرکار بیاورد .
بعد از ابوالعباس عبدا… که خودرا سفاح یعنی خونریز (بخاطر ستاننده انتقام از ال پیامبر!) میخواند برادرش ابوجعفرمنصور به حکومت رسیدکه چون از نفوذ و قدرت ابومسلم میترسید وی را باخدعه و نیرنگ از خراسان که والی آنجا بود به تختگاه کشاند و اورا کشت . خراسان تا مدتها به خونخواهی ابومسلم قیامهایی داشت و استقلال نسبی برای خود پیدا کرد .ویک حکومت ایرانی از تمام ادیان ، مسلمان و مزدکی و یهودی ، ولی کاملا ایرانی را داشت .
به خونخواهی ابومسلم بعد از او چند تن قیام کردند که میتوان به سنبادگبر از حوالی نیشابور ، اسحق ترک از ماورالنهر ، استاسیس و المقنع یا پیامبر نقابدار اشاره کرد که همگی دیر یا زود سرکوب شدند . ودرنهایت بعد از چندین سال حکومت آل طاهر (طاهریان) زیر نظر خلیفه عباسی حکومت خراسان را در دست گرفت .
در خصوص المقنع باید گفت وی چون همواره نقابی سبزویا زرین برصورت داشت به این نام خوانده میشد وبه همین خاطر در بین مردم از الوهیت خاصی برخوردار بود . بعد از جنگهای بسیاری که بین او و خلیفه جریان داشت سرانجام سپاهش از بین رفت و خودش به روایتی در تنوره گداخته ای خودکشی کرد . ولی عقاید وی که تا حدودی به خرمدینان نزدیک هم بود در بین روستاییان ماورالنهرباقی ماند که این عقاید منجر به قیام خرمدینان به رهبری بابک در آذرباییجان ، در زمان مامون هفتمین خلیفه عباسی ، و سرخ جامگان طبرستان توسط مازیار در زمان معتصم هشتمین خلیفه ، شد .
آیین خرمدینی از اوایل ورود قوم عرب و دین جدید به ایران ، به عنوان میراث مزدک اما به شکل روستایی پسند آن در ایران رواج داشت . در خراسان خرمدینی با خاطره ابومسلم ارتباط بیشتری داشت و عده ای از خرمدینان در زیر نقاب تشیع ازاو و خاندان او با تکریم و تقدس یاد میکردند . گویند که ابومسلم دختری به نام فاطمه داشت که خرمدینان وی را در آیین و نیایش خود تقدیس میکردند و گاه نیز با لحنی که شامل نوعی ایهام سیاسی بود به پسر او (پسر فاطمه) درود میفرستادند . کودکی که بی نام و نشان باقی ماند و وی را کودک دانا میخواندند وبه امید اینکه وی قیام خواهد کرد و زمین را از ظلم و ستم و بخصوص خلفای عباسی و عرب پاک میکند ، وی را مهدی یا فیروزمیخواندند .
طی سالیان دراز خرمدینان فرقه ای صلح جو ،آرام ، لذت دوست و عشرت پرست بودند که بخاطرتعدیهایی که از جانب همسایگان و بخصوص اعراب به آنها تحمیل شد راه عصیان و مخالفت را پیش گرفتند . بالاخره مقارن عهد هارون الرشید به رهبری جاویدان بن سهل در آذرباییجان قیام کردند و چون بیداد خلفای عباسی و دست نشاندگانشان باعث بروز نارضایتی در ایران شده بود ، مردم از همه جای ایران اعم از همدان ، اصفهان ، قم ،کاشان ، ری تا اطراف خراسان و سیستان به وی پیوستند . هارون الرشید نتوانست این قیام را سرکوب کند . مقارن حکومت مامون رهبری خرمدینان به بابک رسیده بود که قلعه بذ در آذرباییجان را محل سکنای خود کرده که در حال حاظر در شهرستان کلیبر واقع و به قلعه بابک معروف است . مقاومت وی در برابر مامون طولانی شد بطوری که هریک از سرداران خلیفه بعد از جنگهای سخت با وی شکست خورده و مجبور به عقب نشینی میشدند . بابک با ازدواج با دختر راساک شاهزاده ارمنی با آنها پیمان اتحاد گونه ای بست . تئوفیلوس امپراطور بیزانس هم که با شورش بابک مرزهای شرقی خود با خلیفه را آرامتر میدید به بابک کمکهایی اعطا کرد تا این شورش ادامه یابد . در نهایت خلیفه سردار ایرانی نژاد خود ، افشین ، را برای سرکوبی بابک فرستاد . افشین بعد از گرفتن جاده ها ،کوه ها و قلعه های اطراف بذ که چندین سال طول کشید از در خدعه و نیرنگ وارد شد و شروع به مکاتبه با بابک کرد و از آیین و سرزمین کهن سخن گفت .تا اینکه توانست بابک را به خروج از قلعه وادارد و قلعه را تصرف کرد . بابک به ارمنستان گریخت ولی شاهزاده ارمنستان سهل بن سنباط به الزام و اصرار فرستادگان خلیفه بابک را تسلیم خلیفه کرد و در بغداد اعدام شد .
مقارن پایان عهد بابک مازیاربن قارن که یکی از شاهزادگان قدیم ایران بود و به حکم خلیفه حکومت قسمتی از جبال طبرستان را بر عهده داشت به بهانه مخالفت با حکومت طاهریان که دست نشانده خلیفه در خراسان بودند اعلام سرکشی کرد . وی در عهد مامون به بغداد رفته بود و به آیین مسلمانی گرویده و به دستور خلیفه نام خود را از مازیار به محمد تغییر داده بود . در بازگشت به طبرستان مازیار (محمد) که عامل مامون بشمار میرفت به اتکاء حکم و حمایت خلیفه مدعیان را از جمله عموی خود را که در آغاز کار با وی به مخالفت برخاسته بود از میان برد و به عنوان یک والی مسلمان و نماینده خلیفه عباسی تمام طبرستان و رویان را قلمرو حکومت خویش اعلام کرد و خودرا گیل گیلان و اسپهبد اسپهبدان خواند . وی حکومت طاهریان خراسان را ، که طبرستان و گیلان زمین از جهت تقسیمات اداری جزو آن محسوب میشد نادیده گرفت ، و خراج طبرستان و رویان را خلاف رسم دیوانی که میبایست توسط طاهریان به خلیفه پرداخت میشد مستقیما به بغداد میفرستاد . در واقع نسبت به دیوان خلیفه و سازمان مالی و اداری او بطور غیر رسمی اعلام عصیان کرد و خراسان وخلیفه را بر ضد خود برانگیخت .
افشین که بعد از جنگ با بابک قسمتی از خراسان را از خلیفه برای حکومت دریافت کرده بود و از خراج دادن به طاهریان که حکمران خراسان و در واقع خراج ده خلیفه بودند ، ناراضی بود وخراسان و ماورالنهر را میراث نیاکان خود میدانست مازیار را به شورش تشویق کرد . به امید اینکه طغیان کوه نشینان طبرستان مثل طغیان بابک در جبال آذرباییجان طول خواهد کشید و عبدا… طاهر ، والی خراسان از دفع او عاجز خواهد آمد و لاجرم خلیفه افشین را برای سرکوب اعزام خواهد کرد و او ضمن فرونشاندن شورش مازیار خواهد توانست اعتماد خلیفه از طاهریان را برگرداند و حکومت خراسان را از خلیفه دریافت کند و حکومت پدران را در آنجا بسط و در نهایت تمام آنجا را با جنگ و شورش از تسلط خلیفه بیرون آورد .
با اعلام حمایت افشین ، مازیار مخالفت خودرا با بی باکی بیشتری نسبت به خلیفه اعلام کرد . عامه روستاییان و کوه نشینان که از خلیفه ناراضی بودند به وی پیوستند و قیام وی که به نوعی قیام مزدکی با نام نهضت سرخ جامگان بود خواب خوش را از دیده خلیفه ربود . با حمایت مازیار روستاییان بر کدخدایان شوریدند و مسلمانان نواحی ساری و آمل را گرفتند . عده ای را کشته و از عده ای خراج یک ساله را یکجا دریافت کردند . دیگر هیچ مسلمانی در طبرستان امنیت نداشت . با اعلام شکایت مسلمانان به خلیفه ، وی عبدا… طاهر را مامور سرکوب مازیار کرد . بر خلاف تصور افشین ، عبدا… طاهر توانست مازیار را شکست دهد و با خیانت برادرش ، کوهیار ، که با طاهریان ارتباط برقرار کرده بود مازیار به چنگ خلیفه افتاد و اعدام شد . تاریخ اعدام مازیار ۱۲ تیر ماه مقارن با ۳ ژوئن سال ۸۳۹ میلادی میباشد .
در حین بازجویی از وی راز بین او و افشین بر ملا شد . افشین انکار کرد و با طرح نقشه ای در صدد قتل خلیفه برآمد . توطئه آشکار شد و وی دستگیر گردید . در طی محاکمه هم معلوم شد آیین اسلام نمیورزد و با اعراب و آیین آنها دشمنی دارد . پس به اتهام ارتداد و خیانت و سوءقصد به جان خلیفه به اعدام محکوم شد و در زندان با خوراندن زهر هلاک گشت . جسد وی و مازیار را نزدیک جسد بابک که گفته میشد در اواخر حال با او همداستان بودند به دار آویختند تا مایه عبرت دیگران گردند .
قسمتی از تاریخ ایران زمین را ورق زدیم و با بابک خرمدین و مازیاربن قارن که گفته شدخرابه های قلعه ای در تنگه واشی ظاهرا متعلق به اوست آشنا شدیم .
به دیگر همنوردان عزیز توصیه میکنم از بقایای این قلعه و قلعه بابک در کلیبر استان آذرباییجان شرقی دیدن کنند .
گردآورنده
پوریا نوری
گروه کوهنوردی چکاد رشت 

۱۱ اردیبهشت, ۱۳۸۶
نوروز در تفکر ایرانی
جشن نوروز نشانگر شعور بالای ایرانیان و درک دقیقشان از مسائل نجومی است. این جشن در آغاز بهار و اعتدال بهاری با معتقدات دینی درباره آفرینش انسان از سوی خداوند مقارن است. نو شدن سال تکرار نمادین خلقت است. باز آفرینی تذکار گونه حوادث مهم تاریخی یک ملت . همه مراسم و جشن های سال نو اگر به دقت دیده شود این مفهوم را در ارتباط با انواع دیدگاه های اسطوره ای ، آئین ها و باورهای دینی روشن می کند.
در باور های اسطوره ای در دوران جمشید شاه (از شاهان پیشدادی) سرما و طوفان بزرگ ایران را فرا گرفته بود که این سرما با آغاز بهار به پایان رسید و به دستور جمشید جشنی به همین مناسبت برپا گردید.
حکیم عمر خیام در نوروز نامه چنین می نویسد. سبب نام نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب در هر ۳۶۵ شبانه روز ربعی (۴/۱ روز) به اول دقیقه حمل باز آید و چون جمشید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشنی بزرگ برپا کرد و مردم از او پیروی نمودند.
سال نو آفرینشی نوین است، نو کردن اشیاء و البسه ، خانه تکانی و آب پاشی به هم در آغاز سال نو نمایشی از پاکی و نو زایی و بی گناهی و بی آلایشی است که پایان یافتن اغتشاش و هرج و مرج و ورود به دوران نظم و آسایش را بهمراه دارد.
نوروز از نخستین روز با سرسبزی طبیعت و شادی آغاز می گردد. ایرانیان معتقدند که شادی موجب خوشحالی خداوند و شیون و زاری باعث خشنودی اهریمن می شود و در مناسبت های مختلف جشن هایی به پا می کنند و با رسیدن بهار نیز جشن می گیرند که در روزگار باستان یک ماه ادامه داشت ولی امروزه با پایان روز سیزدهم خاتمه می یابد.
هفت سین نمادی از جهان آفرینش
شاید مهمترین عنصر هفت سین سبزه باشد که سبز کردن آن نمادی از آفرینش ازلی و نخستین است، رنگ سبز آن رنگ ملی ایرانیان است، سمنو (شیره جوانه گندم) نمادی برای زایش و باروری ، سنجد و گل آن نشان خوشبویی و دلدادگی سماق چاشنی زندگی ، سیر و سرکه نشان پاکیزگی و سلامت، سیب و سکه نشان برکت و نعمات خداوند و کتاب آسمانی کلام خداوند بر زمین می باشد.
این جشن با ستایش خداوند، شکر و سپاس نعمات او و تقاضای سالی خوب و پر از نعمت از او آغاز می شود و با رفتن بر مزار از دست رفتگان و تجدید خاطره آن ادامه پیدا می کند و سپس با دید و بازدید بزرگان و فامیل همراه می شود.
در این ایام جمع شدن خانواده ایرانی به دور هم ، همبستگی و یگانگی در درون خانواده را به نمایش می گذارد
ولادت زرتشت
در همین ایام زرتشت پیامبر ایرانی در زمان فرمانروایی لهراسب در روز ششم فروردین در کنار دریای چی چست (دریاچه ارومیه) با چهره ای نورانی از مادر زاده شد و چون نام خاندان پدرش اسپنتمان بود او را زرتشت اسپنتمان نام نهادند. سیزدهم فروردین ماه (سیزده بدر)
در روزشمار ایرانی برای هر روز از ماه یک اسم در نظر گرفته شده روز سیزدهم هر ماه تیر یا تشتر نام دارد و در باور ایرانیان پیش از زرتشت، تشتر ایزد باران است و ایرانیان از بامداد روز سیزدهم (تیر) از ماه فروردین سفره نوروزی را بر می چیدند و سبزه ها را با خود بر می داشتند و به دشت و صحرا می بردند و به آب روان میسپردند و با نیایش خداوند آرزوش بارش باران و سالی پر از فراوانی و شادی می نمودند. شاید ناخجستگی روز سیزده در نزد ایرانیان باستان در آن باشد که در روز سیزدهم (تیر) از ماه تیر آرش قهرمان ایرانی در حالی صلح را در ایران برقرار می سازد که جان خود را فدای آزادی ایران می سازد.
جشن ها و آئین های نوروزی
با گذشت قرون و اعصار هنوز جشن نوروز با روش ها و آئین های گوناگون در گوشه و کنار ایران پاس داشته می شود. که از آن میان آئین میر نوروزی یا بازی های محلی که در استان گیلان با نام های آهوچره، عروس گله ، نوروز و نوسال و بسیاری دیگر از آئین ها که هنوز در جای جای این مرز و بوم جاریست. روح کلی تمامی این آئین ها برپایه جنگ بین خوبی و بدی های درون استوار است. که همواره به شکست سیاهی و ناپاکی ختم میگردد. نو شدن و تکرار این اندیشه نشانه ای از روح متعالی ایرانیان است.
۲۹ فروردین, ۱۳۸۶
چهار شنبه سوري
چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوري )
يکي از آيينهاي نوروزي امروز - که بايستي آميزه اي از چند رسم متفاوت باشد ”
مراسم چهارشنبه سوري ” است که در برخي از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گويند.
دربارهً چهارشنبه سوري، کتاب ها و سندهاي تاريخي، مطلبي يا اشاره اي نمي يابيم و
تنها در اين قرن اخير، يا دقيق تر، در اين نيم قرن اخير است که مقاله ها و پژوهشهاي متعددي در اين باره منتشر شده و يا در نوشته هاي مربوط به نوروز به چهارشنبه سوري نيز پرداخته اند.
برگزاري چهارشنبه سوري، که در همهً شهرها و روستاهاي ايران سراغ داريم، بدين صورت است که شب آخرين چهارشنبهً سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن : ” زردي من از تو، سرخي تو از من “، بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده مي شد، پس از خانه تکاني، کوزهً کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خودرن، فال گرفتن، ” فال گوش ” ( در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفاًول زدن. ) و ” قاشق زني ” ( معمولا زنان روي خود را مي پوشانند و با قاشق، يا کليد به خانه ها در مي زنند، صاحب خانه شيريني، ميوه و يا پول در ظرف آنها مي گذارد. ) نيز از باورها و رسم هايي است که به ويژه در بين نوجوانان، هنوز به کلي فراموش نشده است؛ و اين رسم ها و باورها در شهرهاي مختلف با يکديگر متفاوت اند. بي گمان چهارشنبه سوري از رسم هاي کهن پيش از اسلام نيست. در آن زمان هر يک از روزهاي ماه را نامي بود، نه روزهاي هفته را. استاد پورداود در اين باره مي نويسد :
آتش افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين هاي ديرين است ( … ) شک نيست که افتادن اين آتش افروزي به شب آخرين چهارشنبهً سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند ( … ) روز چهارشنبه يا يوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسي است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء يوم ضنک و نحس. اين است که ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا پيش آمدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بر کنار ماند. در باورهاي عاميانه، چهارشنبه روزي نامبارک است. سفر نبايستي کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسي مريض نبايستي رفت. و منوچهري گويد:
چهارشنبه که روز بلاست باده بخور به ساتکين مي خور تا به عافيت گذرد آتش افروختن شب چهارشنبهً آخر سال، يا چهارشنبه آخر صفر را، برخي به قيام مختار نسبت مي دهند : مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي شهيدان کربلا قيام کرد، براي اين که موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شيعيان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و اين شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد. در برخي از شهرهاي آذربايجان چون اروميه، اردبيل و زنجان، همه چهارشنبه هاي ماه اسفند هر يک نقش و نام معيني دارند، که از جمله در منطقهً زنجان بدين شرح است:
نخستين چهارشنبه را موله گويند و به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد.
دومين چهارشنبه را سوله گويند، در اين روز به خريد وسيله ها و نيازمنديهاي عيد مي روند. سومين چهارشنبه را گوله گويند و به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس و غيره براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد. چهارمين و آخرين چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوري ) را کوله گويند؛ ( کوله در ترکي به معني کهنه و فرسوده است). در برخي از شهرهاي ايران، از جمله ايلام (نوروز آباد)، تويسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و … مراسم چهارشنبه سوري را آخرين چهارشنبه ماه صفر برگزار مي کنند. و آخرين آتش نيز از رسم ها است. بنابر نوشته تذکره صفويه کرمان نيز، چهارشنبه سوري در ماه صفر بوده است. در اصفهان چهارشنبه سوري را ” چهار شنبه سرخي ” نيز مي گويند. يکي از دليل ها و سندهاي ديگري که نشان مي دهد چهارشنبه سوري از آيين هاي پيش از اسلام نيست، مي تواند اين باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار مي شود. در گاهشماري قمري آغاز بيست و چهار ساعت يک شبانه روز از غروب آفتاب روز پيش است؛ و چهارشنبه سوري، مانند بسياري از آيين ها، جشن ها و سوگواري هاي مذهبي همچون عيد غدير، نيمه شعبان، رحلت حضرت پيامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماري قمري است، در غروب روز پيش برگزار مي شود. نحس بودن چهارشنبه در باورهاي عاميانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( يعني شب چهارشنبه ) به احوال پرسي بيمار نمي روند، و پنجشنبه را عامه ” شب جمعه ” مي گويند. در صورتي که آيين هاي کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و … که بر اساس گاهشماري خورشيدي است، آغاز بيست و چهار ساعت روز، از سپيده دم و يا از نيمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوري را به جشن ها و آيين هاي کهن ايران پيوند مي زند، مي تواند برگزاري رسم و جشني به نام ” سور “، در روز پنجه (خمسه مسترقه ) باشد که از آن تا سدهً چهارم، دوره سامانيان، آگاهي در دست است : صاحب تاريخ بخارا از برگزاري رسمي که ” عادت قديم ” و با افروختن آتش در ” شب سوري ” ( پيش از نوروز ) همراه بوده خبر مي دهد : … آنگاه امير سديد ( منصور بن نوح ) به سراي نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوري، چنان که عادت قديم است، آتشي عظيم افروختند و پاره اي آتش بجست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي بسوخت و …
امروز، با رسميت يافتن تقويم مصوب ۱۳۰۴، ديگر از جشن هاي پنجه ( که در خوارزم، آغاز سال، و در پارس پايان سال بود ) کمتر نشاني ميتوان يافت. چهار شنبه سوري پايان ماه صفر نيز - تا آن جا که آگاهي در دست است - فراموش شده، و تنها با برگزاري مراسم چهار شنبه آخر سال يا چهارشنبه سوري، که در بر دارندهً رسم هايي از فرهنگ عامه است، مردم به پيشواز نوروز مي روند. اين يادآوري لازم است که با وجود تکنولوژي هاي جديد خانه سازي، ايجاد مجموعه هاي مسکوني، آپارتمان نشيني، در دسترس نبودن ” بوته و هيمه ” ( به علت استفاده از گاز و برق به عنوان وسيلهً حرارتي )، در اختيار نداشتن کوزه و پشت بام و فضاي مناسب جلوي در خانه، و دگرگوني هاي ديگر فرهنگي، مراسم چهارشنبه سوري هنوز چهرهً نمادين خود را - با دشواري، به ويژه در شهرها و محله هاي سنتي - نگه داشته است.
۲۲ فروردین, ۱۳۸۶
سپندارمذ
امروزه شايد افراد زيادي را ببينيد كه کلمه” های” را با لهجه غليظ آمریکایی اش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود را استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه “تنکس” بيش از سپاسگزارم و “گودبای”: بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم “سپندار مذگان” به گوششان نخورده است.
چند سالي ست حوالي۲۶ بهمن ماه (۱۴ فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه “در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود…بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!”
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با ۲۹ بهمن، يعني تنها ۳ روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز “سپندار مذگان” يا “اسفندار مذگان” نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان “روز عشق” به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول “روز اهورا مزدا”، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني “بهترين راستي و پاكي” كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني “شاهي و فرمانروايي آرماني” كه خاص خداوند است و روز پنجم “سپندارمذ” بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، “مهرگان” لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است.
“اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل” و “مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها” دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد. گرد آوری اینترنتی
۱۷ اسفند, ۱۳۸۵
شب بسربردن در محیط زیبای کوهستان یکی از لذت های کوهنوردی است. این لذت با برتری در هنر کمپ زدن و آشپزی کردن در کوه تقویت می شود.برپا کردن یک خانه موقت در طبیعت باید کاری سریع باشد و بتواند باعث بوجود آمدن پناهگاهی خوب ، رختخواب گرم و غذای خوب شود. این کار باید با چنان دقت و توجهی انجام گیرد که هیچ ردپایی از شما در طبیعت به جا نماند. انتخاب یک پناهگاه بستگی به شرایط و توجیهات یک کوهنورد دارد .
۱- چادر
چادر عادی ترین پناهگاه چند منظوره است . برپا کردن چادر نسبتا ساده است و در ده دقیقه یا کمتر می توان آن را زد. چادر محیطی خصوصی ایجاد می کند و محل خوبی در پناه از باد و باران و خورشید است. چادر را تقریبا در هر جایی می توان استفاده کرد و اغلب جای کافی برای شما و وسایل شما در آن وجود دارد . چادر معمولا اولین انتخاب برای پناهگاه در سرزمین های مرتفع ، روی یخچال ها و کمپ های زمستانی در بادهای نسبتا معتدل و در جنگل ها و سرزمین های خرس ها و پشه ها است.
چادرهایی که در کوهنوردی استفاده می شوند به عنوان چادرهای سه فصل ( غیر زمستان ) و یا چهار فصل ( شامل همه فصل ها و کمپ روی برف ) دسته بندی می شوند.
- چادر سه فصل : این چادرها از نظر وزن سبک تر هستند و ساختمان ساده تری دارند . قسمتهای جانبی یا بالای این چادرها از تور درست شده است که برای تهویه و حفاظت از حشرات به کار می روند و در کم کردن وزن چادر نقش دارند. اما باد می تواند دانه های برف را از سوراخ های این تور به داخل چادر براند. این نوع چادرها برای فعالیت های مختلف کوهنوردی از بهار تا اواسط پاییز مناسب هستند و چیزهای خوبی برای برنامه های یک هفته ای که وزن بار در آنها باید به حداقل برسد، هستند.
- چادر چهار فصل : این نوع چادرها معمولا سنگین تر ، گران تر و محکمتر از چادرهای دیگر هستند و باید بتوانند در شرایط زمستانی بادهای شدید و برف زیاد را تحمل کنند. تیرک این چادرها قوی تر است و به جای فایبرگلاس از آلمینیوم قوی یا کربن ساخته شده است و بادوام هستند. درها ، پنجره ها و هواکش های این چادرها از پارچه های محکمی ساخته شده اند و می توان با استفاده از زیپ های آنها تا مقداری که بخواهید آنها را باز یا ببندید ( در هنگام بستن آنها باید به مسئله تهویه هم فکر کرد ) . پوش خارجی آنها در اطراف چادر تا نزدیک زمین می رسد. چادرهای چهارفصل معمولا دارای حداقل ۳ تیرک هستند و دقت زیادی برای ریسمانهای متصل به آنها صورت گرفته است. بعضی از تولیدکنندگان یک کیت اضافی ریسمان هم برای اتصال درونی ، همراه چادر خود عرضه می کنند تا قدرت نگهداری چادر را بالا ببرند. معمولا فرم خارجی چادر به نوعی به شکل گنبد است . ( فرم های گنبدی ، گنبدی آزاد و تونلی حلقه ای از مهمترین فرم های چادر هستند. )
- برپایی مراقبت و نظافت چادر : زمانی که چادر را برپا یا جمع می کنید ، تیرکهای چادر را که در جای مخصوصی به نام آستین رانده می شوند به عوض کشیدن به جلو فشار دهید . کشیدن تیرک باعث جداشدن بندهای تیرک و آسیب واردشدن به آستین های تیرک می شود. اگر دو یا سه نفر از اعضای تیم طرز برپا یا جمع کردن چادر را بلد باشند ، کار خیلی سریع تر و راحت تر انجام می شود. یک نفر می تواند چادر را نگه دارد که باد آنرا نبرد ، نفر بعدی تیرک ها را درون آستین می کند و نفر بعدی آنها را از آستین رد می کند. از پوشیدن کفش درون چادر خودداری کنید تا کف آنرا از آب ، آشغال و ساییدن حفظ کنید. یک جاروی کوچک یا ابر اسفنجی و یک حوله را می توان در نظافت کف چادر به کار برد. در برنامه های طولانی تر یک زیرانداز یا سایبان با خود داشته باشید و برای جلوگیری از ساییده شدن کف چادر ، آن را در زیر چادر روی زمین بیاندازید. ( لبه های آنرا تا بزنید تا پارچه روی زمین ، کانالی برای آب باران نباشد) . پس از هر برنامه اگر چادر را توسط هوا خشک کنید ، این وسیله سالهای زیادی به شما خدمت خواهد کرد. برای تمیز کردن می توانید آن را با آب و مایع تمییز کننده بشویید .نقاط کثیف را با ابر اسفنجی شستشو و تمییز کنید . برای تمیز کردن چادر از ماشین لباسشویی و خشک کن استفاده نکنید. حرارت زیاد و قرار گرفتن طولانی مدت چادر در زیر نور خورشید به موادی که چادر را ساخته اند ، صدمه وارد می کند . بنابراین برای مدت طولانی چادر را بلا استفاده در معرض نور خورشید قرار ندهید . اشعه ماورای بنفش که برپوش رویی چادر برخورد می کند ، می تواند حتی در طول یک فصل آنرا را ازبین ببرد. اگر به بدن یا دستهای خود داروی دفع حشرات زده اید ، چادر را لمس نکنید. مواد شیمیایی درون این داروها می توانند به چادر صدمه وارد کنند.
۲- پناهگاههای برفی
وقتی درجه حرارت بسیار پایین می آید و یا توفان های زمستانی باعث بادهای قوی و بارش برف زیاد می شوند ، کوهنوردان فعال ترجیح می دهند که به عوض چادر در یک پناهگاه برفی استراحت کنند و بخوابند. ساختن یک غار برفی و یا ایگلو وقت زیادی می گیرد ، اما بسیار مطمئن تر از چادر هست و در هوای سرد از چادر گرمتر است. افراد تازه کار در امر پناهگاه های برفی در برخورد اول تعجب می کنند که این پناهگاه ها چقدر گرم و راحت هستند و اقامت در این پناهگاه ها می تواند چه تجربه لذت بخشی باشد. هوای داخلی یک پناهگاه برفی در هر شرایط بد آب و هوایی حداقل صفر درجه است و زمانی که چند نفر در آن ساکن هستند ، درجه حرارت از این هم بالاتر می رود. در توفان هنگامی که باد برف زیادی را توده می کند ، غار محکم تر می شود، در صورتی که در این شرایط سطح چادر باید مرتبا از برف پاک شود تا چادر فرو نریزد. در برنامه های طولانی مدت زمستانی ، کار صحیح درست کردن پناهگاه برفی است. هرچند وقت بیشتری خواهد گرفت ولی در عوض چند شب را می توان در آن بسر برد.
مدت طولانی ساختن غار و نیرویی که باید صرف آن کرد ، امتیازات منفی این پناهگاه ها هستند. در مقایسه با انواع پناهگاه های برفی ، سریع ترین آنها سنگر برفی است (ایجاد گودال داخل برف به همراه سقفی از بلوک برفی ) ، بعد از آن غار برفی قرار دارد و ایگلو (خانه برفی کروی یا قطبی ) بیشتر از همه وقت می گیرد. ساختن پناهگاه های برفی احتیاج به وسایل مخصوصی ندارد. با استفاده از بیلچه های کوهنوردی و احتمالا اره برفی ( برای بریدن بلوک برفی ) ، می توان این نوع پناهگاه ها را برپا کرد . اما ساختن این تیپ پناهگاه ها به مهارت احتیاج دارد. قبل از اینکه عازم برنامه ای بشوید که در آن از کمپ های برفی استفاده کنید ، حتما طریقه ساختن آن را یاد گرفته و تمرین کنید .( می توانید برای دانستن جزئیات بیشتر به منبع این نوشتار مراجعه بفرمایید.)
انتخاب محل کمپ
محل مناسب برای کمپ باید راحت ، دارای فضای کافی برای چادر زدن ، آشپزی ، چشم انداز خوب و نزدیک به منابع آب باشد . بعضی از نقاط تمام این شرایط را دارد اما انتخاب محل کمپ مانند یک معامله می ماند. صعود کنندگان ممکن است از یک نقطه مناسب کمپ رد شوند و جایی دیگر را انتخاب کنند ، چراکه به قله نزدیک تر باشند.
باد مسئله قابل توجهی در پیدا کردن محل کمپ است و کوهنوردان در عمل یاد می گیرند که نقاط ایمن از باد را به عنوان پناهگاه استفاده کنند. محل کمپ بر روی خط الراس در معرض بادهای شدیدی خواهد بود. یک شکاف روی خط الراس یا کمی پایین تر از خط الراس هم جزء بادگیرترین نقاط به حساب می آید. در اکثر نقاط ، باد غالب معمولا از جهت خاصی می وزد . بادهای کوهستانی پرقدرت هستند. بادی که بعدازظهر به طرف بالای شیب می وزد ، در هنگام شب ممکن است جهت خود را عوض کند و به صورت باد سرد و سنگینی از نقاط برفی بالا به طرف پایین بوزد. در هنگام تثبیت اوضاع جوی ، هوای سرد که سنگین تر از هوای گرم است ، به طرف پایین سرازیر می شود و درون دره ها و فرورفتگی ها جریان پیدا می کند. ازاین رو اغلب در جلگه ها و حوزه رودخانه ها نسیم و هوای خنکی وجود دارد . شب ها در کنار رودخانه و یا دریاچه ها ، هوا چند درجه سردتر از ارتفاعات نزدیک است.
در هنگام زدن چادر به مسیر ورزش باد توجه کنید . اغلب مواقع بهترین نقطه چادر زدن در پناه درختان و یا صخره هایی که باد نمی گیرند ، است. قراردادن درب چادر در مسیر وزش باد ، سبب انبساط آن و به حداقل رساندن آویختگی چادر می شود. در هوای توفانی ، طوری چادر را برپا کنید که پشت آن به باد باشد تا زمانی که درب آن را باز می کنید باران و برف توسط باد به داخل نیایند.
توجه کنید که تغییر درجه حرارت چگونه می تواند در انتخاب محل کمپ تاثیر بگذارد . به عنوان مثال از زدن کمپ در دهلیز ها و کنار بستر رودخانه ها که بر اثر یک توفان و رگبار می توانند به مسیر سیل تبدیل بشوند ، خودداری کنید . اگر در نزدیکی رودخانه چادر می زنید ، احتمال بالا امدن ارتفاع آب رودخانه را در نظر داشته باشید. در زمستان و یا در ارتفاعات مطمئن شوید که محل برپایی کمپ شما در مسیر و معرض بهمن نیست.
- هیچ اثری از خود به جا نگذارید:یک مسئله مهم در انتخاب محل کمپ ، تاثیر گذاشتن بر طبیعت است. هرچه عبور انسانها از آن نقطه بیشتر باشد ، آن منطقه هم آسیب پذیرتر خواهد بود و احتیاط بیشتری باید از جانب شما صورت بگیرد. در زیر به پاره ای نکات در مورد پیداکردن محل به طور مختصر اشاره می شود. این نکات با درنظرگرفتن تاثیر کمتر بر طبیعت انتخاب شده اند:
- بهترین محل : منطقه تثبیت شده با برف کاملا کوبیده شده و سفت شده
- محل خوب : تخته سنگ ها ، نقاط ماسه ای یا خاکی مسطح ، نقاط بدون علف در جنگل های عمیق
- محل نامناسب: دشتهای پوشیده از علف ، نقاط دارای پوشش گیاهی بالاتر از سطح جنگل ها
- بدترین محل : نقاط مجاور دریاچه ها و رودخانه ها
- کمپ زدن در برف و برنامه های زمستان : برای کمپ زدن در زمستان باید دارای پناهگاهی خوب ، وسایل گرمایی و مهارت خشک باقی ماندن باشید. در شرایطی که هوا به سرعت عوض می شود و درجه حرارت هم نزدیک صفر و برف هم کم است ونیز در برنامه های کوتاه مدت و یا شرایطی که باید کمپ را سریع برپا کرد ، مطمئنا چادر بهترین وسیله است. در وسط روز و زمانی که خورشید در پشت ابرها پنهان است ، حرارت درون چادر می تواند ۲۲ تا ۲۸ درجه گرمتر از هوای بیرون باشد. تحت این شرایط می توان لباس و کیسه خواب خیس را خشک کرد. پناهگاه هایی که از برف درست می شوند ، مثل غار برفی و ایگلو ( Igloo) جهت برپا شدن به زمان بیشتر و مهارت و تلاش احتیاج دارند ، اما از طرفی قوی تر ، جادارتر و حتی در هوای خیلی سرد هم گرم هستند.
- برپایی چادر در زمستان : محل برپایی چادر را به دور از نقاط خطرناکی مانند شکاف یخی ، مسیر بهمن و یا نقاب ها انتخاب کنید. شکل وزش باد را در منطقه بررسی کنید اگر برف مانند سنگ سخت است و یا در سطح زمین شکل هایی از برف درست شده است، به معنی بادخیز بودن منطقه است. اما اگرمنطقه حاوی برف پودری یا شل است به منزله آن است که منطقه از باد در امان است و یا برف های جمع شده توسط باد به آنجا آورده شده اند. یک منطقه گود در برف پودری ، می تواند پناهگاه خوبی از دست باد باشد ولی شاید مجبور باشید که برف روی چادر را مرتبا پاک نمایید.
محل انتخابی حتی المقدور مسطح باشد . منطقه ای که چادر روی آن قرار خواهد گرفت را کاملا برف کوبی کنید تا سطح منطقه بتواند وزن چادر و متعلقات را تحمل کند و بتوانید بندهای چادر را در برف بکوبید. صاف کردن و مسطح ساختن محوطه زیر چادر از لیزخوردن افراد در طول شب جلوگیری می کند و بدین وسیله از نقاط برجسته و قلنبه سطح زمین خلاص می شوید. اهمیت این نکته زمانی است که تصمیم داشته باشید چند شبی را در آن محل بسر ببرید. چراکه برف زیر چادر بعد از شب اول مانند سنگ سفت می شود و هر برجستگی در سطح آن به صورت یخ زده در می آید. یک بیل با صفحه ای چهار گوش برای تسطیح محل چادر وسیله خوبی است. کوبیدن برف منطقه با « کفش های برف » باعث فشرده شدن سطح برف می شود . اسکی نیز وسیله خوبی برای صاف کردن است. اگر سطح زیر چادر کمی شیب دار است ، طوری بخوابید که سر شما در بالای شیب باشد.
بعد از برپا کردن چادر ، حفره ای به عمق ۳۰ سانتی متر در جلوی چادر ایجاد کنید. افراد می توانند هنگام بستن یا بازکردن گتر و در آوردن کفش های خود ، راحت در چادر بنشینند و پاهای خود را در این گودال قرار دهند . وسایل پخت و پز و اجاق آشپزی را هم در آن طرف این گودال قرار دهید. در هوای توفانی این گودال محل خوبی برای برای محافظت چراغ از شر باد است و به کوهنوردان اجازه می دهد که هنگامی که در کیسه خواب خود هستند ، کمی به جلو بخزند و آشپزی خود را انجام دهند . دالان رودی چادر را می توان روی این گودال برقرار کرد.
اگر چادر در معرض باد است ، دور آن دیوار هایی از برف ایجاد کنید. این دیوار ( که باید بین ۱ تا ۲ متر باشد ) را در هر نقطه ای در پیرامون چادر می توانید درست کنید تا جلوی برخورد باد به چادر را بگیرد. هرچه قدر دیوار بلندتر باشد باید آن را دورتر از چادر درست کرد. مثلا یک دیوار یک متری باید یک متر هم از چادر فاصله داشته باشد. این کار به این دلیل صورت می گیرد که باد در قسمت پناهگاه دیوار ، برف زیادی را انبار خواهد کرد و این منطقه خیلی سریع پرخواهد شد . ساده ترین و سریع ترین راه برپا کردن دیوار ، کندن بلوک های برفی با استفاده از اره برفی و یا قسمت نوک بیل و قرار دادن آنها روی هم هست.
در زمان توفان باید هر چند وقتی سقف چادر را از برف پاک کرد . در اغلب توفان ها مسئله مهم برفی که از آسمان می بارد نیست ، بلکه برفی است که توسط باد آورده می شود . در قسمت پناهگاه دیوار و چادر ، باد برف زیادی را جمع خواهد کرد.در چادری که حتی تا نیمه در برف فرورفته است ، خطر خفگی وجود دارد، مخصوصا که درون آن پخت و پز هم در جریان باشد.علاوه بر این ، جمع شدن برف زیاد روی چادر می تواند باعث شکسته شدن تیرک ها و یا فروریختن کل چادر بشود. بطور منظم سعی کنید که برف جمع شده روی دیوارهای چادر را بتکانید و با بیل برف هایی که در قسمت تماس پوش دوم با برف هستند را پاک کنید تا هوا بتواند بین پوش بیرونی و چادر در جریان باشد . دقت کنید که به هنگام برف روبی ، با صفحه بیل خود چادر را پاره نکنید. وزن زیاد برف می تواند باعث پاره شدن پوش نایلونی چادر شود. در توفانهای قوی و دراز مدت ، چادر می تواند در برف جمع شده به دور آن گم شود. شاید هم مجبور شوید که چادر را از محل فعلی آن به روی سطح برف های جدید منتقل کنید.
منبع نوشتار: کتاب کوهنوردی ، لذت آزادی در اوج بلندی ها
جلد اول : کوهنوردی
ترجمه رحیم دانایی
۳۰ بهمن, ۱۳۸۵
صعود از كوه ورزشي توأم با راه پيمايي است كه ركن و پايه اصلي آن حركت است. آيا مي توان در كوه به راحتي قدم برداشتن در خيابانهاي شهر حركت نمود؟
آيا در اين جا نيز مي توان پاي خود را به زمين ساييده و يا يك پاي را جلوي پاي ديگر قرار داده و به عبارتي سر به هوا قدم برداشت؟ مسلماً خير.
فرق عمده اين است كه مسيرهاي كوهستاني خيلي به ندرت داراي سطح صاف و هموار است و از اين جهت شخص مي بايد قدمهاي خود را كنترل و تنظيم نمايد.
گامهاي متعادل از خستگي زودرس جلوگيري و انرژي شما را حفظ مي نمايد. در اين نوع حركت هيچ وقت نبايد پاي را به زمين ساييد يا استخوانها و عضلات را بي جهت به حركت درآورد. حفظ تعادل بايد به صورتي عملي شود كه در صورت احساس سستي زمين زير پا، بلافاصله خود را به عقب كشيده و حركات بعدي بدن را تحت كنترل درآورد. اينجاست كه به اهميت راه پيمايي صحيح در كوهستان واقف مي گرديم.
عوامل مؤثر در راه پيمايي
تعيين روش صحيح راه پيمايي با عوامل متعددي از جمله قدرت جسمي، ميزان بار، مسافت و زمان در ارتباط مي باشد. لذا براي راه پيمايي صحيح در مناطق گوناگون، نمي توان به شرايطي واحد و يكسان دست يافت ولي عوامل اساسي و مهمي كه در راه پيمايي صحيح نقش تعيين كننده اي دارد را مي توان به ترتيب زير بيان نمود.
الف ـ سرعت راه پيمايي و تعيين درستي آن.
ب ـ اتخاذ روشي كه بر اساس آن سرعت راه پيمايي تنظيم و انرژي بدن ذخيره گردد.
ج ـ استراحت هاي لازم در خلال راه پيمايي.
الف : سرعت راه پيمايي
توجه به دو قسمت از بدن كه كنترلهاي جداگانه اي را بر روي اندام اعمال مي نمايند به ما كمك مي كنند تا به درستي سرعت قدم زدن خود پي ببريم، در درجه اول : «قلب»، زيرا هركس به همان سرعتي مي تواند حركت كند كه ضربان قلبش اجازه مي دهد، هنگامي كه قدم برداشتن مستلزم تلاش زياد و همراه با افزايش ضربان قلب است اين امر نشان دهنده اين واقعيت است كه سرعت راه پيمايي زياد ايت. دوم: «ريه ها»، چون شخص مي تواند آن مقدار سرعت داشته باشد كه ريه هايش اجازه مي دهند، مسلماً وقتي كه ريه ها با نااميدي و تلاش زياد دنبال هواي تازه هستند مي توان نتيجه گرفت كه سرعت زياد است. وجود هر يك از نشانه هاي فوق باعث مي شود كه از سرعت راه پيمايي بكاهيم. لذا به خاطر ارتباط مستقيم توان پاها در راه پيمايي با ميزان ضربان قلب و تنفس ريه ها، معروف است كه پاهاي كوه نورد قلب و ريه دوم او مي باشند.
سرعت در خلال راه پيمايي متغير است. در شروع راه پيمايي مخصوصاً در صبحها بهتر است كه آهسته حركت نمائيم تا بدن بتواند به خواسته هاي ما آگاهي يافته و هماهنگي در بين فعاليت اعضاي مختلف از جمله چشم، پا، قلب و ريه ايجاد گردد. بعد از مدتي راه پيمايي شخص آمادگي بيشتري يافته و با نشاط و قدرت بدني خوبي حركت مي نمايد. در واقع ارتباط چشم، پا، قلب و ريه به نحو مطلوبي برقرار گشته و پا به جريان افتادن خون در بدن عضله ها و اعصاب مربوطه نرم گشته و تحرك بيشتر و بهتري براي عكس العمل نشان مي دهند.
ب : تنظيم سرعت و ذخيره سازي انرژي
براي آشنايي با نحوه حركت صحيح در شيبها، تصور نماييد كه در پايين پلكاني با تعدادي پله ايستاده ايدبراي شروع زانوهايتان را حتي المقدور به عقب متمايل نموده و مفصل زانوها را تا حد امكان باز و در يك راستاي مستقيم و عمود بر زمين قرار دهيد. سپس يك قدم به جلو برداشته و پاي عقب را همان گونه راست و به حالت ثابت نگاه داريد. بعد از قرار دادن يا روي اولين پله پاي ديگرتان را حركت داده و قدم بعدي را برداريد. اين بار پايي را كه روي اولين پله قرار گرفته مي بايد به حالت راست و ثابت نگهداريد. اين تعويض پاها مي بايد در تمام طول راه پيمايي رعايت گردد. تا بدين ترتيب سنگيني وزن شما مستقيماً بر روي استخوانهاي پا قرار گرفته و فشار حاصل حتي المقدور به زمين منتقل گردد. بدين ترتيب هر يك از پاها در حين قدم برداشتن براي لحظه اي فرصت استراحت پيدا مي كنند. بهتر است كه اين حركت را بر روي پله تمرين نموده و سپس آن را در كوه نيز تجربه نماييد. در راه پيمايي گامها بايد به صورت موازي برداشته شود وابتدا كف پا و سپس پاشنه پا بر روي زمين قرار گيرد. بنابراين نبايد پنجه پا را از قسمت خارجي و يا ابتدا از پاشنه آن بر روي زمين قرار داد. عضلات پا وظيفه به حركت درآوردن اهرمها و مفصلها را به عهده دارند، نه تحمل سنگيني و فشار حاصله از وزن بدن، بدين خاطر توجه به اندازه گامها و فاصله آن با زمين در راه پيمايي بسيار مؤثر مي باشد.
در انجام حركات ورزشي اندازه هاي طبيعي بدن نقش به سزايي داشته و به تجربه ثابت شده كه اندازه گامهاي هر شخص در راه پيمايي برابر با اندازه طبيعي كمر وي مي باشد. فاصله گامها از زمين نبايستي از قوزك پا بيشتر باشد چون در غير اين صورت عضلات در هنگام جابجايي و قدم برداشتن انرژي بيشتري مصرف نموده و زودتر خسته و ناتوان مي گردند. دقت بر مسير راه پيمايي از طريق چشم بسيار حائز اهميت است و نمي تواند به صورت يك عادت و عمل عادي درآيد. كوهستان محيطي است كه تحت تأثير نيروهاي طبيعي فراواني قرار دارد و به عنوان مثال مسيري كه يك بار قبلاً تجربه كرده ايم ممكن است بر اثر ريزش كوه، جاري شدن سيل، فرود آمدن بهمن و ده ها عوارض ديگر دگرگون شود. ناديده گرفتن نكات ياد شده فوق ممكن است باعث صدمه ديدن عضلات و مفاصل گردد.
ج : استراحت در خلال راه پيمايي
در طول ساعات اوليه روز وقتي كه هنوز بدن خسته نشده توقفها بايد خيلي كم و كوتاه باشد. براي استراحت كنندگان بهتر است در حالت ايستاده قرار گيرند و با تكيه بر يك درخت يا تخته سنگ كوله را از دوش خود بردارند و روپوش به تن كنند و تنفس عميق انجام دهند و در طول ساعات بعدي راه پيمايي بدن نيازمند استراحت كاملتر است و در اين حال راه پيمايان مي توانند در يك جاي مناسب نشسته و در حالي كه پاها صاف و كشيده بر روي زمين قرار دارد، شخص مي تواند خوردني و نوشيدني از نوع قندي ميل نمايد. از نظر رواني بهتر است كه در بالاي شيب استراحت نماييد نه در پايين آن و سعي كنيد محلي را انتخاب نماييد كه مشرف به مناظر خوبي باشد و امكان عكس برداري را براي شما فراهم سازد. انجام اين كار، فكر شما را از پاها و عضلات خسته تان باز مي دارد. در مناطق مشرف به باد استراحت ننماييد چون وزش باد و هواي سرد عضلات شما را به سرعت مي بندد.
چگونگي حركت در راه پيمايي هاي طولاني
در كوه پيمايي، قدمهاي متعادل و آهنگ ثابت و سرعت يكنواخت ركن اساسي مي باشند. چنانچه يك روش كوه پيمايي بسيار مهم را خواسته باشيم تعيين كنيم كه بر اساس آن سرعت راه پيما تنظيم و انرژي ذخيره و به طور متعادل مصرف گردد آن روش قدم برداشتن توأم با استراحت مي باشد. راه پيمايي در كوهستان همراه با صرف انرژي زياد است لذا پا و ششها احتياج به يك زمان كوتاه استراحت در خلال حركت پيدا مي كنند. در قدم آهسته همان طور كه در هر گام يك لحظه و مكث وجود دارد، تعداد تنفس مي بايد با اين جريان تطبيق داده شود. به طور مثال در شرايط معمولي هر سه يا چهار گام يك عمل دم و هر سه يا چهار گام ديگر با عمل بازدم هماهنگ مي گردد، در يان مثال گامها سريعتر از ريه هاي شخص عمل مي كند و در واقع گامها بايد در مكث بوجود آمده استراحت كنند لكن در ارتفاعاتي كه هوا رقيق است ريه ها احتياج به مكث دارند و در ازاء هر دو، سه، يا پنج نفس يك قدم برداشته مي شود. در ارتفاعات بالا كوه نوردان مي بايد آگاهانه نفس عميق و سريع و پشت سر هم بكشند در ارتفاعات پايين عضله هاي پا هستند كه احتياج به زمان بيشتري جهت كسب انرژي دارند.
يك عامل مهم در راه پيمايي توأم با استراحت، هماهنگي فكري و روحي مي باشد. وقتي كه قله همانطور دور و غيرقابل دسترس به نظر مي رسد. شخص مي بايد به اين روش اعتماد نمايد كه مسافتهاي باقي مانده را به كندي ولي پيوسته پشت سر بگذارد. در اين نوع حركت گامها مي بايد آهسته تر از مواقع معمولي برداشته شود، به نحوي كه نفس كشيدن مانع صحبت كردن نشود. اگر در هنگام حركت دچار تنگي نفس بشويم و نتوانيم براحتي با ديگران صحبت نماييم مي توان نتيجه گرفت كه سرعت قدم برداشتن زياد است. قدم برداشتن آهسته و متعادل، احتياج به استراحت ثابت و ايستاي كمتري پيدا مي نمايد و بسيار بهتر از قدم برداشتن سريعي است كه مستلزم تعداد استراحت بيشتري مي باشد يك كوه پيما مي بايد بدون نياز به استراحت، لااقل براي مدت يك ساعت راه پيمايي نمودن بتواند بر روي شيبهاي تند با هماهنگي قدم برداشته و تنفس خود را كنترل نمايد. يك نفر مبتدي نبايد بيشتر از ده كيلومتر در روز راه پيمايي نمايد مخصوصاً در شرايطي كه ارتفاع بيشتر از ۱۵۰۰ متر باشد. در مناطق برفي و قلوه سنگي اين مقدار به تناسب كاهش مي يابد.
نحوه حركت در سرازيري
اولين مرحله آمادگي هنگام حركت در سرازيري اين است كه داخل پوتين جوراب ضخيم و نرم ديگري پوشيده و با بستن محكم بندكفش از حركت اضافي پا در پوتين جلوگيري نماييم.
مراحل چهار گانه حركت در سرازيري
۱.قدمهاي برداشته شده در سرازيري مي بايد متعادل تر از قدمهايي باشد كه تنها تحت تأثير قوه جاذبه قرار مي گيرد و بي اختيار برداشته مي شود.
۲.پا در هر قدم با زانوي شكسته بر روي زمين قرار مي گيرد و پاها مرتب و متواتر در كنار يكديگر حركت مي نمايند. راه پيمايي در سرازيري هيچ كجا به اندازه راه پيمايي در سربالايي مشكل نيست ولي نبايد شدت جراحات وارده را در سرازيري ناديده گرفت.
۳.در سرازيري است كه خراشهاي پوستي ايجاد مي شود و مفصل زانوها جابجا شده مچ پا مي پيچد، لذا سرعت راه پيمايي در سرازيري نبايد خيلي بيشتر از سرعت سربالايي باشد.
۴.در سرازيري شخص بايد گامهاي خود را با اختيار و كنترل شده بردارد و به دليل همين كنترل حركت است كه شخص بايد به ميزان سرعت خود دقت نمايد. معروف است كه كاميون با هر دنده اي كه در سربالايي مي رود حداكثر با يك دنده سبكتر از آن در سرازيري به آن توجه كند و همچنين به استراحت در سرازيري به همان اندازه استراحت در سربالايي اهميت دهد.
تنفس صحيح در كوه
تنفس بايد عميق و به طريقه صحيح صورت گيرد برخلاف آن چه اكثر اشخاص انجام مي دهند حجم ششها نبايد از طرفين افزايش يابد در اثر اين نوع تنفس غلط حجم قفسه سينه افزايش مي يابد.
در تنفس صحيح حجم ششها از ناحيه تحتاني افزايش يافته كه اين امر با افزايش حجم شكم همراه است. اين شكل تنفس در ناحيه شكم به صورت ضربان مشخص و روشني قابل رؤيت مي باشد.
لذا از نظر راحتي هيچ وقت نبايد كمر را محكم با كمربند و مانند آن بست، كمربند مي بايد در پايين ترين حد ممكن بسته شود، در اين روش بايد سعي گردد هواي دم به تحتاني قسمت ريه ها هدايت و انباشتگي ريه ها از هواي دم انجام پذيرد. عمل بازدم بعد از يك مكث چند ثانيه اي و حداقل سه ثانيه به دنبال عمل دم با فشار پرده ديافراگم به قسمت تحتاني ششها به طور كامل با حداكثر تخليه صورت بگيرد.
۱۲ بهمن, ۱۳۸۵
زمستان - احتیاط - پیشگیری
لازمه کوهنوردی فنی در زمستان دقت بیشتر و رعایت نکات ایمنی و همچنین تدارک مناسب است. هنگام بستن کوله خود برای یک برنامه زمستانی ( خواه فنی خواه ساده ) باید به یاد داشته باشیم هیچ وقت نمی توان با قاطعیت در زمستان طول یک برنامه را پیش بینی نمود . به همراه داشتن لوازم زیر در زمستان در کوله هر کوهنوردی در برنامه های کوتاه ایمنی او را بالا می برد:
فلاسک مناسب با روکش : یک نوشیدنی گرم می تواند در شرایط بد نیرو و انرژی شما را به حد چشم گیری بالا ببرد . حتما فلاسک خود را در داخل یک کاور فوم عایق و یا حداقل یک جوراب پشمی مناسب قرار دهید . این کار گرمای فلاسک شما را تا مدت زیادتری حفظ می کند.
یک وعده اضافی غذای کنسروی : مدت برنامه شما هرچه باشد غذا بیشتر با خود ببرید . وجود یک کنسرو چندان کوله شما را سنگین نمی کند اما اگر لازم شد می توان انرژی کافی برای فعالیت را به ما بدهد.
قمقمه آب بزرگتر : در زمستان بدن کوهنورد بسیار بیشترعرق می کند ( هر چند این امر خیلی محسوس نیست ! ) اما نوشیدن آب کافی می تواند روند چرخش خون شما را مناسب تر نماید.
دستکش و کلاه اضافه : اگر در طوفان مدت زیادی مجبور بودید از سنگ ها صعود کنید یا تبر یخ در دست داشته باشید کم کم دستکش شما یخ می زند . آن را قبل از اینکه دستانتان سرد شوند با جایگزین خشک تعویض کنید . می توانید دستکش یدکی را در داخل لباس خود بگذارید تا با دمای بدن شما گرم شود.
یک چراغ قوه مناسب : بهمراه داشتن یک چراغ قوه مناسب سبک همواره در تاریکی زودرس زمستان چاره ساز بوده است . قبل از عزیمت به کوه باتری آن را مورد بازبینی قرار دهید.
پریموس و ظرف : فلاسک شما هرچه قدر که خوب باشد باز ظرفیت محدودی دارد . بهمراه داشتن چراغ گاز مناسب در بیتوته های اجباری می تواند کار ساز باشد . اگر مدل های گازی استفاده می کنید با خود یک یا دو شمع بهمراه ببرید. گاز در سرما یخ می زند و حرارت شمع در زیر آن می توان به توان حرارتی آن کمک کرد.
یک زیر انداز با اندازه مناسب : اگر مجبور به بیتوته شدید یک زیر انداز عایق بخوبی مانع تماس بدن شما با زمین و در نتیجه حفظ دمای بدن شما می شود.
قطب نما : حتی اگر نقشه مناسب از منطقه ای که قصد صعود از آن را دارید در دست نباشد در شرایط برف گیجه ( Witheout ) که مه و طوفان دید شما را به صفر کاهش داده دانستن جهت شمال می تواند راهگشا باشد.
لباس گرم اضافه : هیچگاه به لباسی که حین صعود به تن دارید اکتفا نکنید . این لباس حین صعود به علت تعریق بدن نمدار می شود و هنگام استراحت شما را سرد خواهد کرد. به همراه داشتن کت پر – نیم کت و یا یک دست پولیور پلار مناسب می تواند در زمان ایستادن و استراحت شما را به خوبی گرم کند.
روکش دستکش : دستکش های پلار و پشمی در هر حال خیس می شوند . یک جفت روکش دستکش می تواند دستکش های زیری شما را مدت بیشتری گرم نگاهدارد.
یک جفت جوراب اضافه : در صورت خیس شدن جوراب ها می تواند شما را گرم کند و همچنین در هنگام بیتوته ( بیواک ) اگر شرایط اجازه بدهد تعویض جوراب شما را تا حد زیادی گرم می کند.
عینک مناسب : عینک زمستانی در کوه باید دارای حفاظ دور چشم برای جلوگیری از نفوذ باد و بوران باشد.
طناب انفرادی و کارابین : به هر حال کاربرد خاص خود را دارند و اگر روزی مورد نیاز باشند و در کوله نباشد به ارزش آن پی می بریم !!
نیمه یخ شکن : بسیاری از معابر کوهستانی ایران به خصوص در روزهای جمعه به علت تردد بسیار لغزنده است. بهمراه داشتن و استفاده از آن بخصوص در صبح دم و غروب می تواند جلوی سر خوردن را بگیرد.
باتوم راهپیمایی : وسیله سبک و کارا در برف کوبی و همچنین بیمه کننده درازمدت سلامت زانوی شما. آنرا هیچگاه از فهرست لوازم خود حذف نکنید.
سوت : برای پیام دادن به دیگران در هنگام مه و برف گیجه هیچ وسیله ای بهتر از آن اختراع نشده است. توجه کنید سوتی که بهمراه می برید از آن دسته سوت های موسوم به پیش آهنگی باشد که مانند استوانه داخل آن خالی است مدل های دیگر سوت در سرما یخ می زند.
مسیرهای فنی : مسیر های فنی در زمستان با آنچه در تابستان صعود کرده ایم بسیار تفاوت دارند . یک مسیر ساده۵۰۷ تابستانی هنگامی که در زمستان یک لایه برف و یخ بر روی آن قرار می گیرد بسیار شاق می شود . حتما قبل از درگیری با یک مسیر فنی خود را از لحاظ جسمی و روحی برای صعود آن آماده کنید. آشنایی با تکنیک های DryTooling ( صعود با ابزار یخنوردی بر روی سنگ ) در جاهایی که بعلت سرما نمی توان از دست برای گیره گیری استفاده نمودبسیار مناسب است.
طناب : در زمستان اکثر طناب های معمولی یخ می زنند وکار با آنها بسیار دشوار می شود . اگر امکانش را دارید از طناب هایی با فن آوری Dry Cover و یا Dry Golden استفاده کنید. این طناب ها نه یخ می زنند و نه خیس می شوند. در بدترین شرایط باران و برف به هیچ عنوان شما حس نمی کنید طناب خیس است. دستکش های شما در هنگام تماس با طناب خیس نمی شوند و این امر بسیار بسیار به ایمنی سعود می افزاید.
روکش کلیه این رده از طناب ها با پوسته مولکولی مقاوم در دمای بالا پوشیده و محافظت شده است . Dry Cover از رشته رشته الیاف روکش به وسیله پوشش های شیمیایی نگهداری می نماید و این پوشش صرفا متکی بر نایلون بکار رفته در آن نیست بلکه توسط رشته مولکولهای پلیمری ، حفاظی غلاف مانند را فراهم می آورد و جهت حصول اطمینان از دوام طناب روکش آن با پیوندهای شیمیایی مولکولهای پلی آمید مستحکم شده اند.این نوآوری موجب افزایش مقاومت طناب در برابر فرسایش در موقعیت های متفاوت می گردد . به عنوان مثال در برابر عواملی چون سقوط ها – نقاط سایش – گل و لای – سنگ ریزه و ماسه و رطوبت برف و یخ عمر مفید طناب بطرز چشم گیری بالا می رود.
نکته : بیاد داشته باشید ابزار حمایتی صفحه ای ( Atc و Plate Amgic و یا GiGi ) چندان در طناب های یخ زده خوب عمل نمی کنند. و استفاده آن ها مهارت و توجه زیادی را می طلبد.
به همراه داشتن ۲۰ تا ۳۰ متر ” نیم طناب ” می تواند در مکان های لازم حمایت مناسب را برای نفرات ضعیف تر محیا کند. با یک کلنگ و استفاده از کارابین می توان در یک شیب تند نفرات را به سرعت حمایت نمود . ( توجه داشته باشید که نقش این حمایت بیشتر جنبه روانی دارد).
صندلی : حتما از صندلی های تنظیم شونده استفاده کنید . ممکن است لازم باشد بعلت سرما همه لباس های خود را بپوشید و بعد صندلی را ببندید.
کلاه کاسک : در صعود های فنی زمستانه از واجبات است . بعنوان توصیه بد نیست صبح هنگام شروع مسیر فنی چراغ پیشانی خود را برروی آن متصل کنید . شاید آنقدر گرم کار باشید که متوجه نشوید کی هوا تاریک شده و در آن زمان درآوردن چراغ از کوله پشتی کار چندان ساده و راحتی نیست.
کرامپون : قبل از صعود کرامپون های خود را بازبینی کنید به خصوص پیچ های آن را اگر لازم بود دندانه های آن را تیز کنید . مطمئن باشید کرامپون شما بدرستی برای کفش شما اندازه شده است.
کلنگ ، تبر و چکش یخ :پیچ آن را باز بینی و محکم کنید و تیغه های آن را در صورت نیاز تیز کنید. اندازه بندها و خود بندها را بخوبی کنترل کنید . اندازه بند را با دستکشی که می خواهید با آن صعود کنید تنظیم کنید.
پیچ های یخ : از سالم بودن رزوه ها – نیش های سرپیچ و محور اتصال مطمئن شوید. بعضی پیچ ها برای محافظت یک سرپوش دارند. قبل از شروع صعود آن را باز کنید.
ابزار حمایت میانی : با توجه به شرایط مسیر و تجربه شما انتخاب می شوند . اگر فرند به همراه می برید آن ها را قبلا تمیز کنید . بعضی از فرند ها ساختار خاصی دارند که برای جاگذاری باید با یک انگشت اهرم آن ها به پایین کشیده شود. این رده از فرند ها برای صعود در زمستان و با دستکش مناسب نیستند. شما احتیاج بهراه بردن آچار کیل ندارید، تیغه های تبر شما بخوبی کار این ابزار را انجام می دهند.
قبل از حرکت تمام زیپ ها بست ها و سگک های کوله پشتی – گتر – لباس های بادگیر خود را چک کنید . و از صحت عملکرد آنها مطمئن شوید. همچنین بازبینی کفش قبل از صعود و ترمیم آسیب های احتمالی آن خالی از فایده نخواهد بود.
منبع : فصل نامه کوه
نگارنده : علی پارسایی