جزيره قشم
جزيره قشم با وسعت حدود۱۵۰۰ كيلومتر مربع از ۲۲كشور جهان بزرگتر و بزرگترين جزيره كشور عزيزمان ايران هميشه جاويد است . همچنين قشم بزرگترين جزيره غير مستقل دنيا نيز به حساب مي آيد . عكس هوايي از اين جزيره ، شكل آنرا شبيه يك نهنگ و يا دلفين ، آرميده در تنگه هرمز به ذهن مياورد .اين جزيره از شمال به شهر بندر عباس ،از شمال خاوري به جزيره هرمز ، از خاور به جزيره لارك ، از جنوب به جزيره هنگام و از جنوب باختري به جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي محدود ميگردد . طول جزيره از بندر قشم تا بندر باسعيدو در انتهاي جزيره ، در منابع مختلف بين ۱۰۰تا ۱۳۰ كيلومتر تخمين زده شده است ولي بيشتر روي طول ۱۱۵ تا۱۲۰ كيلومتر تكيه شده است . عرض جزيره نيز در نقاط مختلف متفاوت بوده و به سه عرض كم (بين طبل و سلخ) ، زياد (بين لافت كهنه و شيب دراز ) و متوسط در منطقه اسكان تقسيم بندي ميشود . با اين وجود عرض متوسط جزيره قشم ۱۱ كيلومتر است . جمعيت كل جزيره قشم بالغ بر ۹۸۸۰۰ نفر ميباشد . فاصله شهر قشم از بندر عباس ۲۲كيلومتر و نزديكترين نقطه از جزيره به ايران ۱/۸ كيلومتر در حدفاصل بندر لافت و روستاي پهل از توابع بندر خمير است . مرتفع ترين نقطه قشم ، كيش كوه با ارتفاع تقريبي ۳۹۰متر است كه يك كوه و گنبد نمكي است كه طولاني ترين غار نمكي دنيا نيز در اين ارتفاعات واقع است . جزيره قشم از طريق تنگه كلارنس يا خورخوران از سواحل ايران جدا شده است .
يونسكو جزيره قشم را تنها ژئوپارك خاورميانه معرفي كرده . براي اينكه منطقه اي به ژئوپارك نامگذاري شود بايد داراي شرايط خاصي مثل عوامل زمين شناسي ، پوششهاي گياهي و جانوري خاص و عوامل تاريخي باشد . تنها ۵۳ منطقه روي كره زمين وجود دارد كه ژئوپارك معرفي شده اند كه در ۱۷ كشور جهان هستند و ايران ما يكي از آن ۱۷ كشور است .
ديدنيهاي قشم
جنگل حرا
حرا گونه اي از درختان مانگرو است و در سواحل شمالي جزيره قشم ديده ميشود . بيشترين نوع گياهي در جنگل مانگرو درختان حرا است . دانشمندان و گياه شناسان به احترام دانشمند و حكيم ايراني ابوعلي سينا ، درختان مانگرو را به اسم اين دانشمند نامگذاري كرده اند . جنگل حراي جزيره قشم بزرگترين جنگل حرا دنيا به شمار ميرود و يونسكو ، اين جنگل را در فهرست ذخائر زيست محيطي جهان ثبت كرده .
جنگل حرا در زمستان محل مناسبي براي پرندگان مهاجر (انواع كاكايي ، پرستوي دريايي ، فلامينگوهاي سرخ ، حواصيل هاي سفيد و خاكستري و ….) ميباشد . در هنگام جذر كه ۲بار در روز ميباشد (۲بار جذرو ۲بار مد هر ۶ساعت) و آب پايين ميرود ، ريشه هاي درختان از آب بيرون آمده و اكسيژن گيري ميكنند و در هنگام مد دوباره زير آب فرو ميروند . گاهي مد آنقدر بالا مي آيد كه فقط سر شاخه هاي درختان از آب بيرون مي مانند . بهترين زمان براي بازديد از جنگل حرا زمان شروع مد آب است كه با بالا آمدن آب قايق ها ميتوانند بين درختان نيز حركت كنند .
اين درختان در اواخر تير و اواسط مرداد گل ميدهند . گلها بعد از مدتي به ميوه اي شبيه بادام تبديل ميشوند . اين ميوه ها بعد از مدتي جوانه زده و در داخل آب مي افتند و در خاكهاي ساحلي ريشه دوانده و شروع به رشد ميكنند . ميوه و برگ درختان حرا به عنوان گياه دارويي استفاده ميشوند . ماهيهاي زيادي در اطراف ريشه ها جمع ميشوند و غذاي خود را از آن نواحي بدست مياورند و در نهايت خود نيز غذاي پرندگان مهاجر مي شوند .
درختان حرادماي كمتر از ۵درجه سانتيگراد را تحمل نكرده و از بين ميروند .
گنبد هاي نمكي
كوه نمكدان در جنوب غربي جزيره واقع شده . گنبد نمكي پديده اي زمين شناسي است كه نمك از اعماق ۱۰تا۱۱ كيلومتري زمين به دليل چگالي كمي كه نسبت به سنگهاي اطراف دارد به طرف بالا حركت مي كند . قدمت سنگهاي نمكي در حدود ۵۸۰ مليون سال است كه به دوران پركامبرين برميگردد . گنبد نمكي گرد و دايره اي به قطر تقريبي چند ده كيلومتر مي باشد كه به علت بارندگي كم در جنوب ايران تعدادشان زياد است . نمك موجود در گنبد نمكي و غار هاي نمكي خاصيت درماني دارند و براي درمان بيماريهاي تنفسي و بخصوص آسم مفيد است و بيماران آسمي در درون غار به راحتي ميتوانند تنفس كنند .
غار نمكي
غار نمكي در گنبد نمكدان واقع شده در اين گنبد ۷غار نمكي وجود دارد . كه يكي از آنها طولاني ترين غار نمكي دنيا ميباشد . نمكهاي داخل غار حدود ۵۷۰ مليون سال عمر دارند . غارهاي نمكي در گنبدهاي نمكي در اثر انحلال نمك در آب بوجود مي آيند . براي رسيدن به غارها بايد از روستاي سلخ عبور كرده و بعد از طي مسيري حدود ۱۰كيلومتر جاده خاكي و گذر از چند پاسگاه نيروي انتظامي در سمت راست جاده به كارگاه شن و ماسه ميرسيم . روبه روي كارگاه دهانه ۳غار خودنمايي ميكند . دوتا از آنها روي هم قرار گرفته و ديگري در سمت راست آنها قرار دارد . براي ورود به اين دو غار بايد قسمتي از مسير را به صورت سينه خيز حركت كرد . طول اين دو غار حدود ۳۵۰متر ميباشد . در ورودي غار پاييني ميتوان يكي از نمونه هاي تضاد طبيعت را مشاهده كرد . چرا كه زنبور عسل كندوي خود را روي نمك ساخته . غار سوم كه سمت راست اين دو غار واقع شده دهانه بزرگي دارد و مسير درون آن را ميتوان به راحتي گذر و تا انتهاي غار پيش رفت . درون غار مملو از قنديلهاي نمكي است كه چشم هر بيننده اي را به خود جلب ميكند . درسمت چپ اين سه غار هم غار ديگري قرار دارد كه دهانه آن مخفي از ديد است و بايد با كسي كه به مسير آشنا باشد آنرا پيدا كرد . دهانه اين غار نيز سوراخ كوچكي است كه بايد به صورت خزيده وارد آن شد . در پشت تپه اي كه اين سه غار قرار دارند غار ديگري نيز قرار دارد كه بايد تپه را دور زد و دقيقا در پشت آن كمي ارتفاع بگيريم . در نهايت درون گودالي (دقيقا مثل غار رودافشان) دهانه غار را مشاهده ميكنيم . در هنگام ارتفاع گرفتن براي رسيدن به دهانه غار در مسير چند گودال و چاه عميق وجود دارد كه تقريبا از ديد مخفي هستند و بايد مراقب بود كه در آنها سقوط نكرد . در طول مسير نيز بايد مراقب زير پاي خود باشيم چرا كه در بعضي نقاط زير مسير جاده خالي است و اگر وزن زيادي روي آن قرار گيرد خطر سقوط وجود دارد. ارتفاع ورود به غار كاملا نمكي است و بايد از روي بلورهاي نمك غول پيكر كه از سقف سقوط كرده اند عبور كرد . مراقب باشيد كه در مسير اگر بلورهاي نمك وارد كفش شد به مدت طولاني در كفش باقي نماند چرا كه با عرق كردن پا و آب شدن بلور نمك ، باعث عرق سوز شدن سريع بين انگشتان پا ميشود . دهانه غار بسيار بزرگ بوده و داراي شيبي به سمت پايين ميباشد . ورودي غار تالار بزرگي است كه در سمت چپ آن ، جايي كه هنوز با نور بيرون روشن است تعدادي قنديل نمكي بسيار زيبا كه تازه متولد شده اند به چشم ميخورد . به بازديد كنندگان توصيه مي شود براي ارضا حس زيبايي پسندانه خود زحمت چند هزار ساله طبيعت را از بين نبرده و از كندن قنديلها خودداري كنند.
” از طبيعت چيزي به يادگار نبريم جز عكس و چيزي به يادگار نگذاريم جز رد پا “
تالار غار داراي نمكهاي كريستالي آويزان از سقف و گل كلمي شكل در تمام نقاط ميباشد . سقف غار نيز به رنگها مختلف بوده كه نشان از وجود مواد معدني در خاك آن ميباشد . در عمق تالار و در سمت چپ ، تالار ديگري وجود دارد كه براي ورود به آن بايد به صورت خميده حدود ۵ متراز مسير را طي كرد و وارد تالار بعدي شد . درون اين تالار نيز تعداد زيادي قنديل وجود دارد ولي قنديلهاي گل كلمي تعدادشان زيادتر است . سقف اين قسمت از غار نيز رنگي است و بسيار ديدني تر از تالار اول . اين تالار انتهاي غار ميباشد .
غار ديگري نيز در كوههاي روربه رو وجود دارد كه نسبت به ديگر غارها داراي تعداد زيادي قنديلهاي نمكي ميباشد . دهانه اين غار مملو از آويزه هاي نمكي است . طول اين غار حدود ۲۰۰متر است .
در نهايت با بازگشت به سمت پاسگاه و مسيري كه كاملا پاكوب است زير قسمتي از كوه كه به رنگ سرخ است رود كوچكي از دل كوه بيرون مي آيد كه دهانه طولاني ترين غار نمكي دنيا است . اولين تالار اين غار در فاصله ۶۷۰ متري از دهانه قرار دارد . براي ورود به غار بايد مسيري حدود ۳۰ متر را كه با نور بيرون نيز روشن است به صورت خميده از داخل رود عبور كرد . آب رود دماي حدود ۲۰ درجه سانتيگراد دارد و بسيار آرام است . غار داري يك درياچه به عمق حدود ۱متر در فاصله ۱۶۰ متري از دهانه ميباشد دهانه غار رو به جنوب است . پيش از اين تصور ميشد كه غار نمكي سدام در فلسطين اشغالي در كنار بحرالميت با طول ۵۶۸۵ متر طولاني ترين غار نمكي جهان است . بررسي غار قشم از سال ۱۹۹۷ توسط رئيس بخش زمين شناسي دانشگاه شيراز و دكتر پرژي بوروتانز آغاز شد و در نهايت در سال ۸۴ با كشف مسيرهاي غار نمكي قشم ، اين غار با طول ۶۵۸۰ متر طولاني ترين غار نمكي دنيا شناخته شد . به روايتي عمر غار كه با كربن ۱۴ اندازه گيري شده حدود ۹۰۰۰-۸۰۰۰ سال ميباشد . غار اوليه در عمق بيشتري بود كه با افزايش آب خليج فارس در زير آب فرو رفته و با رسوبات پرشد كه عمر آن حدود ۱۰۰۰۰ سال بود .
مسير داخل غار پيچ و خم هاي زيادي دارد كه در هر گذر آن با طراحي هاي بي نظير خالق تمام زيباييها مواجه ميشويم . قنديلهاي بسيار زيباي نمك از هر نوع و به اندازه هاي مختلف چشم هر بيننده اي را خيره ميكند . ميخواهي بماني و از ديدن آنها لذت ببري ولي پيش خود ميگويي جلوتر مناظر قشنگ تري هم هست ؟ همين سوال به حركت وا ميداردت و جلوتر به جواب مثبت سوال خود ميرسي و هرچه جلوتر مثبت تر . هرزگاهي بايد از داخل رود عبور كرد و قسمتي از مسير را بايد به صورت خميده و يا پا مرغي حركت كني. در قسمتي از غار بلورهاي حدود ۳متري نمك از سقف آويزان شده و تا نزديك زمين آمده اند . تا اينكه به قسمتي از مسير ميرسي كه سقف غار آنقدر پايين آمده كه بايد به صورت سينه خيز حركت كني . ولي بلورهاي نمك در كف غار در عين زيبايي آنقدر خشن هستند كه لباس را پاره كرده و پوست را ميخراشد . براي عبور از اين قسمت بايد به طول تقريبي ۱۵ متر زير انداز پهن كرد تا بتوان روي آن سينه خيز رفت و يا صفحه اي چوبي يا فلزي كه چرخهايي به اندازه بلبرينگ دارد ، در اختيار داشت تا بتوان از اين قسمت به راحتي عبور كرد . البته راحت ترين راه اين است كه پي سوراخ شدن لباسهايت را به تن ماليده و سينه خيز بر روي بلورهاي نمك حركت كني . بعد از گذر از اين قسمت وارد تالار ديگري ميشويم كه مملو از استالاكتيتها و استالاگميتهاي متعدد است . تا انتهاي غار اين فرازو نشيبها و زيبايي هاي خيره كننده وجود دارد .
در هيچ كدام از غارهاي ياد شده چراغ وجود ندارد و بايد از چراغهاي اضطراري و پيشاني استفاده شود . بازديد از اين غارها را به همنوردان عزيز توصيه ميكنيم .
غارهاي خربس
غارهاي خربس كه از پديده هاي زمين شناسي است همراه با ديگر پديده ها و كوههاي موجود در قشم وخود جزيره قشم دنباله چين خوردگيهاي رشته كوه زاگرس هستند كه در هزاره هاي گذشته از زير آب سر به بيرون آورده اند و در فاصله۱۱ كيلومتري از شهر قشم در جاده مجاور ساحل جنوبي واقع شده اند . اين غارها ، از غارهاي دريايي بوده كه در اثر گرداب و تخليه ماسه ها از حفره سنگها به وجود آمده اند . عمر غارها بسيار طولاني بوده و با پس روي آب دريا نمايان شده اند. با افزودن به فضاي داخلي وگسترش تالارها و دهليز هاي انشعابي توسط بشر ، اين غارها در دوران قديم براي سكوت و در مواقع اضطراري و جنگ (به علت ارتفاع دهانه غارها نسبت به محيط اطراف) جهت پناه دادن زنان و كودكان مورد استفاده قرار ميگرفته . در كنار غارها روستايي بوده به اسم خوربيز يا خربس كه اكنون كاملا ويران شده و جز كلاته گورستان و بركه اي كوچك چيزي از آن به جاي نمانده . اين روستا تا زمان ساسانيان(حدود۱۵۰۰سال قبل) مكاني آباد و محل تردد سياحان بوده . بعضي بر اين عقيده اند كه اين غار در روزگار مادها ، نيايشگاه مهر و محلي مناسب براي ستودن الهه ميترا بوده است . براي همين گاهي به غار ميترا نيز معرفي مي شود .
نكته قابل توجه در مورد غارهاي خربس ، وجود خفاشهاي دم موشي است كه بيشتر در زواياي تاريك غار و بخش انبار ذخائر غار زندگي ميكنند و مدام مشغول زاد و ولد هستند . كارشناسان محيط زيست معتقدند به علت كاربرد سموم دفع آفات ، نسل اين خفاش در حال انقراض است . جاي بسي خوشحالي است كه فعلا در اين محيط زندگي به كام آنهاست (البته اگر ما انسانها بگذاريم) .
زيارتگاه شاه شهيد
ميگويند در دورانهاي گذشته سيدي زندگي ميكرده كه از صداي خوبي برخوردار بوده و به زيبايي ني ميزد . در هنگام ني زدن دختران و زنها به دور او در دل كوه جمع ميشدند . روزي شوهر ها از كار روزانه باز ميگردند و ميبينند خانه ها خالي است . به كوه ميروند و زنها را مشغول گوش دادن به صداي ني سيد ميبينند . مردها از اين موضوع ناراحت ميشوند و با چوب و چماق به دنبال سيد مي افتند و وي را از بالاي كوه به دره مي اندازند ولي در پايين دره جسدي از وي پيدا نميشود و فقط لنگي از وي به جا ميماند . همين امر باعث ميشود كه براي وي زيارتگاهي در لبه كوه بسازند . برخي ميگويند كه با ناپديد شدن سيد ۴۰ زن نيز ناپديد شده اند . در حال حاضر اين محل به زيارتگاهي تبديل شده كه بيشتر زنها و دختران به زيارت آن ميروند . ميگويند زنهاي زيادي كه نازا بوده اند از وي حاجت گرفته و بچه دار شده اند . معمولا در روزهاي تعطيل و مناسبتهاي مختلف زنهاي محلي غذا درست كرده و به زيارت ميروند . ولي مردان همراه آنها نميروند و زنها را به حال خود ميگذارند .
البته در شجره نامه و مشخصات موجود در بقعه در مورد سيد ، مطالب ديگري نيز نوشته شده كه با مطالب موجود در اين نوشته و گفته هاي مردم محلي كه نسل به نسل در سينه ها چرخيده تفاوت دارد .
بقعه شاه شهيد در ۱۱ كيلومتري شهر قشم و دقيقا كنار غارهاي خربس قرار دارد .
دره ستاره ها
در غرب روستاي بركه خلف در فاصله ۵كيلومتري از ساحل جنوبي دره ستاره ها با تنديسها و بريدگيهاي شگفت انگيز بر اثر عوامل طبيعي فرسايش يافته و جلب توجه ميكند . علت شكل ويژه اين دره وبوجود آمدن انواع حجم ها و پديده هاي فرسايش در آن ، وزش بادهاي تند و گردش هوا در لابه لاي ستونها و حفره هاي موجود ميباشد . تقريبا تمام تنديسهاي موجود در اين دره ، خاكي است و به نوعي ياد آور كلوتهاي كوير لوت ميباشد . در بالاي اين تنديسها و تقريبا در تمام نقاط ميتوان صدفهايي را ديد كه نشان از وجود آب دريا در اين منطقه در گذشته هاي دور است كه امروزه عقب نشيني كرده .
مردم منطقه بر اين باورند كه در گذشته هاي دور ستاره اي از آسمان فرود آمده و موجب شكل يافتن اين دره شده است . برخي ديگر نيز عقيده دارند درشب ، هنگامي كه از اين دره به آسمان نگاه ميكني ستاره ها نزديكتر به نظر مي رسند . به دليل گردش هوا در دره و توليد صدا ، اهالي معتقدند با تاريك شدن هوا اين مكان ، محل عبور ارواح و اجنه است و براي همين در شب از ورود به دره اجتناب ميكنند .
دره چاهكوه
در فاصله ۱۰۰ كيلومتري شهر قشم و در كنار روستاي چاهوي شرقي دره زيباي ديگري كه در اثر عوامل طبيعي بوجود آمده ، وجود دارد كه به دره چاهكوه يا تنگه چاهكوه معروف است . اين دره مملو از احجام و تنديسهاي بي نظير و پوشيده از صدها حفره و كاسه و طاقچه بر بدنه آن با جويهاي سنگي و چاه هاي آب است كه از يورش باد ، بارش بارانهاي تند و تابش آفتاب داغ پديد آمده . بر خلاف دره ستاره ها كه شني و ماسه اي است بيشتر مسير اين دره سنگي است و صداي ارواح در شب ، در اين دره هم به گوش ميرسد .
بام قشم
در حد فاصل روستاي سلخ در جنوب و روستاي طبل در شمال فلاتي نيمه مرتفع قرار دارد كه به بام قشم مشهور است . راه رسيدن به آن از كنار روستاي طبل ميگذرد كه از انتهاي مسير ماشين رو پس از حدود ۱۵دقيقه پياده روي و صعود از دامنه هاي آن ميتوان به سطح فلات دسترسي پيدا كرد . در اينجا بقاياي يك روستاي ويران شده نيز وجود دارد كه اهالي منطقه آن را كلات كشتار مينامند . منظره روربه رو و پشت سر بام قشم آبهاي نيلگون خليج هميشگي فارس است .
شيب دراز
در قسمت جنوبي جزيره و در نزديكترين فاصله به جزيره هنگام ، منطقه اي است كه به شيب دراز معروف است و محل تخم گذاري لاك پشتها بخصوص لاك پشتهاي عقابي ميباشد . اين منطقه از طرف محيط زيست محافظت ميشود . زمان تخم گذاري لاك پشتها از اوايل اسفند تا اواخر خرداد ميباشد . هر لاك پشت در هر تخم ريزي بيش از ۱۰۰ تخم ميگذارد . زمان تخم ريزي براي هر لاك پشت هم حدود ۲ ساعت است و ۲ ماه بعد بچه لاك پشتها متولد ميشوند . در جزيره قشم ساحل صخره ايي وجود دارد به اسم ريگو معروف به ساحل لاك پشتها كه اين جانوران زيبا براي تنفس به روي آب مي ايند .
قلعه پرتغاليها
درسال ۱۵۰۷ آلبوركرك درياسالار پرتغالي جزاير دهانه خليج فارس را تصرف كرده و از اين طريق به راه بازرگاني بين هند و اروپا تسلط يافت . حكومت پرتغاليها بر اين راه ۱۱۰ سال طول كشيد در اين مدت دژها و قلعه هايي ساختند كه ميتوان به قلعه جزاير هرمز ، قشم و لارك اشاره كرد . قلعه قشم با مساحتي بيش از ۲هزار متر مربع از سنگهاي آهكي و گچي و با ملاط ساروج ساخته شده و شكل تقريبي آن مستطيل است و ۴برج در چهار كنج دارد . از اين دژ ظاهرا براي انبار مهمات و سلاح استفاده ميشد كه در مواقع ضروري به ديگر دژها كمك ميرسانده . بنا بر نوشته سديدالسلطنه ، نقبي ميان اين قلعه و نخلستان بيرون از شهر كنده بودند تا قلعه نشينان بتوانند به هنگام حمله دشمن و محاصره قلعه از دام مهاجمان بگريزند . درون قلعه بقاياي ۲ توپ از آن دوران باقي مانده . سرانجام در سال ۱۶۳۳ در دوره صفويه و به فرماندهي امام قلي خان سردار ايراني اين قلعه و ديگر پايگاه ها در دهانه خليج فارس فتح شد . اين قلعه در داخل شهر قشم كنار ساحل و رو به جزيره لارك و به اندازه ۱۰دقيقه پياده روي تا سه راه مخابرات قرار دارد .
قبرستان انگليسيها
باقيمانده محل زندگي شماري انگليسي در زمان فتحعلي شاه است و در بندر باسعيدو قرار دارد . تعدادي قبر ماموران دولت انگليس ، دكل ديده باني و قلعه كوچك ساحلي از آن باقي مانده .
مجموعه تاريخي فرهنگي بندر لافت
ساختار اين بندر كاملا سنتي و سراسر بادگير هاي معروف ايراني است كه در شهر يزد نيز به وفور يافت ميشود . غروب اين بندر از بالاي بلندي مشرف به شهر بسيار ديدني و آرام بخش است . قلعه كوچكي كه از دوران نادرشاه كه به قلعه نادري معروف است نيز در اين بندر ديده ميشود . اما تاريخ بناي آن قديمي تر از دوران نادر شاه است و به احتمال زياد بر روي پايه هاي دژ كهن باستاني قبل از اسلام ساخته شده است . در كنار قلعه نادري چند حلقه چاه به چشم ميخورد . تل مشرف به اين چاهها با سطح سنگي مرجاني آب باران را به گودال محل چاهها هدايت ميكند و چون كف چاهها به لايه هاي گچي ختم شده ، آب براي مدت طولاني نسبتا سالم و خنك در آن باقي ميماند . ميگويند تعداد آنها برابر تعداد روزهاي سال كبيسه ، ۳۶۶ حلقه بوده كه اهالي هر روز سال درب يكي از چاهها را برداشته و از آن آب ميكشيدند . ولي در حال حاضر فقط ۷۰ حلقه از آنها باقي مانده .
به علت تامين آب چاهها از تل بالا در اصطلاح محلي به تل او معروف بوده كه با ورود توريست ها به چاههاي طلا هم خوانده شده . درست مثل جورده (ده بالا) در چابكسر كه به جواهر ده تبديل شد .
آب گيرها
در قشم تعدادي آبگير و سد از دوران قديم به يادگار مانده . يكي از آنها سد پي پشت در كنار روستايي به همين نام است كه تاسيسات تقسيم آب اين سد حداقل از دوره ساساني است و ديگر آب گير سد گوران است . كارشناسان تاكيد كرده اند كه پي اوليه سد گوران از دوره هخامنشي و قسمت بالا و تاج آن به دوره ساساني برميگردد . ديگر سدهاي جزيره عبارتند از سد خالصي ، سيماب ، توريان و سلماب
درخت انجير معابد(لور)
از رستنيهاي شگفت انگيز مناطق حاره بويژه سواحل خليج فارس درخت انجير معابد يا لور است . به ظاهر ريشه هاي اين درخت از شاخه ها آويزان است . ميوه رسيده آن نارنجي رنگ و خوراكي است . يكي از زيبا ترين اين درختان را ميتوان در روستاي تم سنيتي منطقه توريان مشاهده كرد كه در نزديكي آن بقعه اي با معماري كهن به نام زيارت پير واقع شده .
جزيره ناز
يكي از زيبايي هاي جزيره قشم ، جزيره ناز است که در ساحل شرقی قشم واقع شده .وسعت جزیره ناز تقریبا سه هکتار است . این جزیره فاقد ساحل شنی است و دیواره های صخره ای به ارتفاع پنج تا ده متر اطراف آنرا فرا گرفته است . روی این جزیره کاملا مسطح است . در هنگام جذر آب ، جزيره ناز به جزيره قشم چسبيده و ميتوان با ماشين و يا پياده بين دو جزيره رفت و آمد كرد . ولي در هنگام مد ، آب مسير عبوري بين دو جزيره را پر كرده و قسمتي از جزيره قشم به نام جزيره ناز بوجود مي آيد . جزيره ناز را ميتوان در مسير رسيدن به اسكله قايقهاي مسافربر براي جزيره هنگام (اسكله كنجالو) مشاهده كرد .
گرد آورنده
پوریا نوری
گروه کوهنوردی چکاد رشت