مقالات کوهنوردی سایت چکاد » Blog Archive » درختکاری



۱۶ اسفند, ۱۳۸۶

سلام

وقتی اهریمن گفت برمی گردم , هیچ شبی به دنبال روز نبود .

گفت بر می گردم .

گفت برو تو از من رانده شده ای

برمی گردم .

برمی گردی , زمانی که دیگر هیج درختی سایه اش را به فرزندانم ارزانی ندارد .

برمی گردی , زمانی که دیگر درخت در تکاپو نباشد که بار شاخه اش سنگین تر شود تا فرزندانم راه طولانی برای چیدن میوه ها داشته باشند .

برمی گردی , زمانی که دیگر درخت تن خود را به فرزندانم ندهد تا سقفی برای خود مهیا کنند .

برمی گردی , شبی که دیگر هیچ درختی سپر فرزندانم نشود تا آب خروشان آنها را ببرد.

برمی گردی , زمانی که دیگر درخت شیره جانش را نوش داروی فرزندانم قرار ندهد .

آری , برمی گردی آن شب که دیگر درخت رازدار درد دل هایی که فرزندانم در زیر سایه ی امنیتش بازگو می کنند , نباشد

به گمانم اگر درخت نباشد برمی گردد .

نگاهی آزاد به روز هفتم - امید کریمی



ثبت یک نظر

نام :
ایمیل :
آدرس وب :
لازم
لازم (محرمانه)