مقالات کوهنوردی سایت چکاد » 1386 » شهريور

۲۵ شهریور, ۱۳۸۶

 غار
       غار حفره ای است نسبتا بزرگ بر روی زمین یا در زیر آن مخصوصا اگر طبیعی باشد ، و در زمین دهانه یا مدخلی دارد .
     غارها به دو دسته طبیعی ومصنوعی طبقه بندی میشوند
  غارهای طبیعی
      غارهای طبیعی در اثر عوامل مختلفی چون نفوذ آب در طبقات آهکی ، وجود زمین لرزه یا چین خوردگی، اثر آبشارها و امواج دریا، وجود آتشفشان یا گدازه های حاصل از آن و انواع غارهای یخی به وجود میایند .
     اکثر غارهای طبیعی آهکی هستند وتعداد معدودی هم در سنگهای گرانیتی و آتشفشانی ویا سنگهای شنی بوجود آمده اند .
     منشا سنگهای آهکی به طور عمده کربنات کلسیم میباشد . پیدایش سنگهای آهکی احتمالا از دوره پرکامبرین(۵۵۴ ملیون سال قبل) میباشد .
  دوره های زمین شناسی
     دوره های زمین شناسی  چهار دسته بوده که هر کدام به دسته های مختلف تقسیم بندی میشوند . ۴دسته اصلی عبارتند از پر کامبرین(۵۵۴ملیون سال قبل به بالا) ، پالازوییک (از۵۵۴ ملیون سال تا ۲۴۸ ملیون سال قبل) ، مزوزوییک (از ۲۴۸ ملیون سال تا ۶۵ ملیون سال قبل) و سنوزوییک (از ۶۵ ملیون سال قبل تا زمان حال) .
     دوره پالازوییک به ۷ فسمت ،دوره مزوزوییک به ۲ قسمت و دوره سنوزوییک به دو قسمت  تقسیم بندی میشود که در زیر به اسامی آنها اشاره میشود (اعداد بر حسب ملیون سال میباشد) :
     ۵۵۴ – ۵۰۴ کامبرین
     ۵۰۴ – ۴۴۰ اوردوسین
     ۴۴۰ – ۴۱۰ سیلورین
     ۴۱۰ – ۳۶۰ دوونین
     ۳۶۰ -۳۲۵ می سی سی پین
     ۳۲۵ – ۲۸۶ پن سیلونین
     ۲۸۶ – ۲۴۸ پرمین
 
     ۲۴۸ – ۱۴۵ تریاس و ژوراسیک
     ۱۴۵ – ۶۵ کرتاسه
 
     ۶۵ – ۸/۱ ترتیاری
     ۸/۱ – ۰ کواترتیاری
 
     هنگام عبور آب از روی سنگهای آهکی مقداری از آهک روی سنگها در اثر فعل و انفعالات شیمیایی که ذکر آن در این مجال نمیگنجد، در آب حل شده و در لایه های زمین نفوذ میکند . حال اگر این محلول به داخل غاری جاری شود یا در لایه های سنگهای آهکی نفوذ کند با فضایی که دارای دی اکسید کربن کمتری است مواجه میشود. در این صورت آب مدت بیشتری نمیتواند تمامی کربنات کلسیم را در خود حل نماید . لذا رسوب یا ته نشین نازکی از آهک ، در سقف یادیواره غار به صورت آهک کریستالیزه آویخته از سقف باقی میماند .
      این تشکیلات آهکی که به طور عمودی از سقف به پایین آویزان شده اند را استلاکتیت یا چکنده مینامند .     ته نشین های آهکی به وجود آمده از چکه های آب از سقف به سمت پایین ، در کف غار رو به بالا میروند  که آنها رااستالاکمیت یا چکیده مینامند .
چکیده ها و چکنده ها به شکلهای مختلف رشد میکنند که میتوان به پرده ای ،سوزنی ، گل کلمی ، نخودی و فندوقی ، اسفنجی و نقل بادامی اشاره کرد .
     رشد آنها بسیار کند بوده و به نظر بعضی زمین شناسان رشد آنها در هر قرن برابر ۵/۲ سانتیمتر مکعب است . گاهی این دو تشکیلات در طول قرون متمادی بهم رسیده وتشکیل ستونی را میدهند که از سقف به زمین میرسد .
     زمانی که آب وارد زمین میشود ممکن است در حین حل کردن آهک به رگه هایی از فلزات و مواد معدنی دیگر برخورد کند ، در نتیجه مقداری از آنها را حل کرده و با خود به فضای داخل غار میبرد که در زمان شکل گرفتن تشکیلات آهکی این مواد در رنگ تشکیلات اثر میگذارد .
     رنگ سفید شیری که در مواقعی به زردی میزند رنگ خالص تشکیلات آهکی است و دیگر رنگها در نتیجه املاح موجود در کربنات کلسیم است . گاهی نیز تشکیلات آهکی به رنگهای مختلف دیده میشود که این امر وجود چند نوع ماده مختلف را درون لایه های زمین نشان میدهد .
    
     سیاه——- آهن          سبز ——- مس          قرمز——- هماتیت          نارنجی ——- جیوه
 
     غار رودافشان (جاده فیروز کوه)،علیصدر(همدان) و کتله خور (زنجان) از جمله غارهایی است که تشکیلات آهکی در آنها به وفور یافت میشود .
     وزش باد در غار باعث تغییر شکل تشکیلات آهکی میشود به طوری که استالاکتیت ها در گوشه هایی ، به جای رشد مستقیم به پایین ، حالت برجسته پیدا میکنند .
     غارها هواکشهای مخفی بیشماری دارند که هوای خارج به شدت از آنها داخل غار میشود . بدین سبب هوای داخل غار خنک وگاهی بسیار سرد است . همین امر باعث میشود که گاهی آبهای درون غار یخ بزند و به اشکال بسیار زیبای قندیل درایند . یخ بستن آبها در غارها ممولا از اوایل فصل بهار تا اواخر آن ادامه دارد . بهترین وقت برای دیدن قندیلهای یخی اردیبهشت ماه است که بیشترین تعداد و مقدار آنها را میتوان دید . غار یخ مراد در گچسر جاده چالوس و غار یخ در زیر قله دنا از جمله غارهای یخی بسیار زیبا ، در ایران ماست .
    
غارهای مصنوعی
       به این غارها غارهای دست کن نیز میگویند که تعداد آنها در ایران زیاد بوده و میتوان علت حفر آنها را به چند دسته تقسیم کرد :
۱-     برای اسکان و زندگی مانند مجموعه غارهای دست کن در میمند شهربابک .
۲-     برای دفاع که معمولا در مناطق مختلف کوهستانی یا زیر زمینی حفر میشدند .
۳-     برای برگذاری مراسم و آیینهای مذهبی .
۴-     غارهایی که در اثر استخراج یک معدن بوجود آمده اند .
     از میان غارهای مصنوعی ایران میتوان به غار پل مون در استان مازندران بین دو روستای پلور و گزنک ، غار نیاسرمعروف به غار سوراخ رئیس در نیاسر کاشان ، غار قلعه جوق در روستای قلعه جوق در   ۱۲۵ کیلومتری همدان و غار آبزا نزدیک روستای چشمه سهراب کرمانشاه  اشاره کرد .
     
    
        ایران جاوید ما مملو از غارهای زیباست که بازدید از آنها جزو خاطرات بیاد ماندنی برای هر کداممان بشمار میرود . در اینجا قصد دارم اطلاعاتی هر چند کم در باره غار رود افشان تقدیم کنم .
غار رودافشان
غار رودافشان در روستایی به همین نام در حدود ۱۰۳ کیلومتری تهران  و۴۰کیلومتر مانده به شهرستان فیروزکوه واقع شده . اگر از تهران به سمت شهرستان فیروزکوه حرکت کنیم بعد از گذشت حدود ۲ساعت به روستایی که تقریبا بر جاده واقع شده میرسیم که سید آباد نام دارد . سمت راست جاده ای فرعی ، که حدود ۲۰۰متر بعد از پل عابر پیاده که روی جاده فیروزکوه واقع شده ، قرار دارد. بعد از گذر حدود ۱۰ کیلومتر و گذشتن از یک دوراهی که راه سمت چپ آن خاکی است و وارد آن نخواهیم شد به دو راهی دوم میرسیم که باید به سمت چپ برویم . این جاده تا خود روستا آسفالت شده . بعد از ۱۰ کیلومتر به روستای رودافشان میرسیم . در انتهای روستا پاکینگی برای بازدید کنندگان از غار مهیا شده . با اینکه دهانه غار سومین دهانه بزرگ غارهای ایران بعد از غار ایوب در شهر بابک و غار اسپهبد خورشید در دوآب سوادکوه میباشد ، ولی باز هم از پاکینگ روستا نمیتوانی آنرا ببینی . بعد از گذر از روی پل رودخانه دلیچای و بالا رفتن ۲۰دقیقه ای از سینه کش کوه میتوان دهانه غار را که در یک سراشیبی است ، مشاهده کرد . مثل این است که کوه دهان گشوده و قصد بلعیدنت را دارد . وقتی به نزدیکی دهانه برسیم خوف ورود به این دهان عظیم، پشتت را میلرزاند . دهانه غار به شکل یک نیم بیضی است با طول ۴۵متر و ارتفاع ۱۲ متر و همانطور که قبلا هم ذکر شد سومین دهانه بزرگ غارهای ایران است . ورود به غار مستلزم دارا بودن وسایل روشنایی است . ولی در بازدید آخرمان از این غار که در تاریخ اول شهریور ماه ۸۶ صورت گرفت فیوزهای برق داخل غار تعمیر شده بودو پرژکتورهای داخل غارمسیر را روشن کرده بودند . ولی پیشنهاد میشود برای بازدید از غار چراغ اضطراری به همراه داشته باشید . غار رودافشان دارای بزرگترین تالار در میان غارهای ایران به ابعاد ۲۵*۸۰*۱۰۰ میباشد .
     رودخانه دلیچای که در کف دره جریان دارد ، از آب دریاچه های تار و هویر که حاصل ذوب شدن یخچالهای قره داغ در شمال سلسله جبال البرز ، تغذیه میشود و خود شعبه ای از رودخانه حبله رود است . به نظر بعضی زمین شناسان در سالیان دور آب این رودخانه تا نزدیکی دهانه غار بالا بوده و احتمالا شعبه ای از رودخانه از داخل غار میگذشته و باعث افزایش حجم داخل غار شده . حدود ۳۵۰۰۰ سال قبل  در اثر زمین لرزه ای که حاصل فعالیت آتشفشان قله دماوند بوده دهانه فعلی  شکاف برداشته وغار نمایان شده است .علت نام گذاری این غار به رودافشان ظاهرا بر این بوده که رود دلیچای یا دیوانه رود به علت پرآبی و شدت جریان بالا رود افسار گسیخته ای بوده و به رود افسار معروف گشته بود که در اثر مرور زمان به رودافشان تقییر نام داده و نام غار و روستا نیز گشته  .
     هنگام ورود به غار با فضای باز بسیار بزرگی روبرو میشویم  . سمت راست این تالار بسته است و در اطراف آن میتوان فعالیتهای غارسازی کمی را مشاهده کرد .همچنین سنگچینهایی دیده میشود که نشان دهنده سکونت انسان در ایام غار نشینی میباشد .  در سمت چپ راهروی بزرگی واقع شده که با ادامه دادن آن و گذر از تالارهای مختلف و پیمایش ۵۲۰ متر به انتهای غار میرسیم . ارتفاع دهانه ورودی غار از کف دریا ۱۸۰۰ متر و ارتفاع در انتهای غار ۱۷۵۰ متر میباشد ولی در درون غار بالا و پایین رفتن زیادی در پیش رو داریم . تالار اول غار از لحاظ فعالیت غار سازی و تشکیلات آهکی محدود بوده و تعداد کمی استالاکتیت و استالاگمیت قابل رویت است . در تالار دوم تقریبا فعلیت غارسازی مشاهده نمیشود ولی تالار سوم غار،  فعالترین قسمت غار از لحاظ غارسازی است و انبوه چکیده و چکنده ها در آن چشم هر بیننده ای را مشغول میکند .
     در تمامی غار پرنده زیبای غار ، خفاش ، دیده میشود . ولی در قسمت میانی غار مکانی وجود دارد که شاید بتوان آنرا تالار خفاشها نامید .با نزدیک شدن به این قسمت صدای جیغ خفاشها به راحتی شنیده میشود و دراین مکان از غار میتوان انبوهی از خفاشها را که در کنار هم از سقف سروته آویزان شده اند و روزگار میگذرانند  رامشاهده کرد . نوصیه میشود در این مکان با سرو صدای بلند عبور نشود چرا که ممکن است باعث وحشت این پرندگان شده و آنها را به پرواز واداشته ، که شاید باعث ناراحتی شوند . روی زمین زیر مکانی که خفاشها قرار دارند به علت وجود فضله های آنها زمین بشدت لغزنده است و بهتر است از راهی دیگر غیر از آن عبور کرد هرچند که تقریبا تمامی طول غار لغزنده و بعضی جاها گلی است ولی مکان خفاشها لغزنده تر است . باطوم برای ورود به غار الزامیست .
     نرسیده به انتهای غار در سمت راست مکانی تقریبا مخفی قرار دارد که کوهنوردان و غار نوردان به آن نام معبد آناهیتا داده اند . برای ورود به این قسمت باید از دیوار کوتاهی به ارتفاع ۸۰/۱متر که جای پا نیز دارد بالا رفت  . بعد آن به اطاقک کوچکی میرسیم که سمت راست آن کمی تو رفته و ارتفاع میگیرد و دارای چکیده وچکنده های بزرگیست ولی بن بست است . سمت چپ راهروی کوتاه و باریکی است که برای گذر ۱نفر به طور خمیده مناسب است و بعد از آن وارد اطاقی به ابعاد ۳*۴*۶ میشویم که معبد آناهیتا نامیده میشود . در اساطیر ایران باستان آناهیتا الهه آب و باروری بوده که وجود آب در این قسمت از غار شاید یکی از دلایل نامگذاری آن به این اسم باشد . متاسفانه بعضی از گردشگران در طول غار و حتی در این مکان زباله های خود را رها کرده اند که صحنه زشتی ایجاد کرده . همچنین نوشته هایی از بعضی افراد طبیعت نشناس بر روی چکیده ها و چکنده ها در تمامی طول غار دیده میشود که زیبایی آنها را در زیر دست خط خود از بین برده اند . آب گوارای داخل معبد از روی دیواره میچکد و نوشیدن آن باعث نشاط روح میشود . نوش جان .
     انتهای غار به شکل زیبایی از تخته سنگهای بزرگی پوشیده شده که دهلیز کوچکی در زیر آنها واقع شده که باید بصورت سینه خیز از آن عبور کرد و در نهایت بعد از کذشت چند متر دیگر به انتهای غار میرسیم.    
     غار رودافشان با شماره ۱۲۲۱۳ در فهرست آثار ملی در سال ۸۴ ثبت شده که به همه طبیعت دوستان توصیه میشود از آن دیدن کنند .

 

                                                                                                              

                                                                                           گرد آورنده
                                                                                           پوریا نوری
                                                                                 گروه کوهنوردی چکاد رشت

 

 

۲۵ شهریور, ۱۳۸۶

 

      جاده فرعی تنگه واشی در ۳کیلومتری شهرستان فیروزکوه واقع شده . اگر از شهر فیروزکوه به سمت تهران حرکت کنیم بعد ازحدود ۳کیلومتر به جاده ای فرعی در سمت راست میرسیم که علامت پست برق در سمت راست آن واقع سده و تابلو تنگه واشی هم به راحتی دیده میشود . در سمت چپ جاده فرعی و بر جاده اصلی نیز بیمارستان امام خمینی واقع شده . حدود ۱۰ کیلومتر که در جاده پیش برویم به دو راهی میرسیم که باید به سمت راست برویم . بعد از گذر از حدود ۷کیلومتر دیگر از جاده آسفالته به دو راهی دیگری میرسیم که باز هم باید به سمت راست برویم .سمت چپ آن تابلو امام زاده ای نصب شده . بعد از ۵کیلومتر به روستای جلیلجند میرسیم و در انتهای روستا به سمت چپ ، جاده خاکی میشود ولی بسیار جاده راحتی است که با هر اتومبیلی میتوان به راحتی از آن گذر کرد .بعد از ۴کیلومتر گذر از میان باغها به پارکینگ تنگه میرسیم . از این نقطه به بعد ماشین عبور نمیکند . ولی راهی در سمت راست رودخانه است که به صورت مارپیچ از سینه کش کوه بالا میرود ودر آنسوی تنگه پایین میآید . منطقی این است که اتومبیل را در پارکینگ پارک کرده و به آب بزنیم تا از زیبایی های تنگه لذت ببریم .
 
     بعد از حدود ۱۰ دقیقه پیاده روی به مکانی میرسیم که چاره ای جز وارد شدن به آب و تنگه را نداریم . دیواره های اطراف تنگه فضایی به عرض تقریبی ۵ متر را بوجود آورده که آب از درون آن جاری است . ارتفاع آب در عمیق ترین نقطه به ران پای یک فرد با قد متوسط میرسد .  کمی جلوتر به کتیبه سنگی بزرگی به ابعاد۶*۷ متر میرسیم که تصویر شکار فتحعلی شاه قاجار میباشد . دشت بعد این تنگه شکارگاه سلطان قاجار بوده و بدستور وی کتیبه ای در این نقطه تراشیده شده که اسامی افراد سوار بر اسب در کنار آنها نوشته شده . ساخت این کتیبه ۳ سال طول کشیده و قدمت ۱۸۵ ساله دارد . معمار باشی آن استاد قاسم حجار است و در گوشه کتیبه تاریخ ۱۲۳۲ ه.ق ثبت شده .سلسله قاجار ۳کتیبه معروف دارد که یکی در چشمه علی شهرری ، دیگری در تونل وانه جاده هراز و سومی همین کتیبه تنگه واشی است که به جلیل جند معروف است . البته کتیبه های دیگری نیز از آنها به یادگار مانده که تعدادی از آنها در طاق بستان کرمانشاه در کنار کتیبه های ساسانی قابل رویت است . در حاشیه کتیبه اشعاری از حماسه سرای ایرانی از شاهنامه درج شده و آیات قران نیز به کل کتیبه زینت داده . ساخت کتیبه در مکانی است که از هرگونه بارش باران محفوظ بوده و نور خورشید نیز به آن نمیتابد . در نتیجه دچار فرسایشی نشده ولی دست ویرانگر توریست ها به این کتیبه باستانی آسیب رسانده و یادگاری هایی بر روی آن نوشته شده است .
     بعد از گذر از تنگه اول که حدود ۳۰دقیقه طول میکشد وارد دشتی میشویم که از اردیبهشت ماه تا اوایل مرداد ماه سرشار از انواع گلهای رنگارنگ است . در این میان گیاه باریجه نیز میروید که به علت کمیابی آن ، چیدنش جرم محسوب شده و اداره محیط زیست و منابع طبیعی به شدت از آن مراقبت میکند . ولی باز هم به دست تعدادی از افراد محلی چیده میشود . بعد از حدود ۴۰دقیقه پیاده روی در دشت به تنگه دیگری میرسیم که در سمت چپ آن در اواسط تنگه غار کوچکی که فقط یک اطاق است درست شده . درنهایت ۲۰دقیقه بعد به آبشار ساواشی میرسیم که با داشتن ارتفاع کم بسیار زیبا بوده وحوضچه کوچکی در زیر آن تشکیل شده که مکان مناسبی برای عکسبرداری گردشگران میباشد .
     کل مسیر با وجود قرار داشتن تعداد زیادی سطل زباله متاسفانه مملو از آشغال و بطری های نوشابه و آب معدنی میباشد .
     در کنار آبشار مسیری کوتاه ، سینه کش کوه را بالا میرود و بعد ۲۰ دقیقه به حوضچه تقریبا بزرگی میرسیم که اگر بخواهیم از داخل آب عبور کنیم آب تا کمر بالا میاید . در کنار حوضچه راه باریکی است که بعد ۱۵دقیقه به حوضچه دوم میرسد . عبور از این حوضچه در بعضی قسمتها نیاز به شنا کردن دارد . این مسیر همینطور ادامه دارد و به سواد کوه  ، سرچشمه این رود و زادگاه رضا شاه ختم میشود .
     در بالای تنگه اول دیواره هایی از قلعه ای قدیمی به چشم میخورد که ظاهرا متعلق به مازیار سردار ایرانی میباشد .
    
  برای شناخت مازیار باید گوشه ای از تاریخ ایران زمین را ورق زد :
      با انقراض سلسله ساسانیان و ورود اعراب ودین جدید به ایران و قبولاندن تحمیلی دین به زرتشتیان ایران ، خلفای اموی و عباسی هراز چند گاهی خودرا مواجه باقیامی درگوشه وکنار ایران میدیدند که علیه ظلم و بیداد آنها و تمایز ایرانی از عرب ، برپا میشد .
     با به اوج رسیدن ظلم خلافت اموی یک ایرانی به نام مسلم بن عقیل از خراسان سر به شورش نهاد که توانست حکومت امویان را ازبین برده ودولت امام عباسی را ، با به حکومت رساندن ابوالعباس عبدا… بر سرکار بیاورد .
     بعد از ابوالعباس عبدا… که خودرا سفاح یعنی خونریز (بخاطر ستاننده انتقام از ال پیامبر!) میخواند برادرش ابوجعفرمنصور به حکومت رسیدکه چون از نفوذ و قدرت ابومسلم میترسید وی را باخدعه و نیرنگ از خراسان که والی آنجا بود به تختگاه کشاند و اورا کشت . خراسان تا مدتها به خونخواهی ابومسلم قیامهایی داشت و استقلال نسبی برای خود پیدا کرد .ویک حکومت ایرانی از تمام ادیان ، مسلمان و مزدکی و یهودی ، ولی کاملا ایرانی را داشت .
     به خونخواهی ابومسلم بعد از او چند تن قیام کردند که میتوان به سنبادگبر از حوالی نیشابور ، اسحق ترک از ماورالنهر ، استاسیس و المقنع یا پیامبر نقابدار اشاره کرد که همگی دیر یا زود سرکوب شدند . ودرنهایت بعد از چندین سال حکومت آل طاهر (طاهریان) زیر نظر خلیفه عباسی حکومت خراسان را در دست گرفت .
     در خصوص المقنع باید گفت وی چون همواره نقابی سبزویا زرین برصورت داشت به این نام خوانده میشد وبه همین خاطر در بین مردم از الوهیت خاصی برخوردار بود . بعد از جنگهای بسیاری که بین او و خلیفه جریان داشت سرانجام سپاهش از بین رفت و خودش به روایتی در تنوره گداخته ای خودکشی کرد . ولی عقاید وی که تا حدودی به خرمدینان نزدیک هم بود در بین روستاییان ماورالنهرباقی ماند که این عقاید منجر به قیام خرمدینان به رهبری بابک در آذرباییجان ، در زمان مامون هفتمین خلیفه عباسی ، و سرخ جامگان طبرستان توسط مازیار در زمان معتصم هشتمین خلیفه ، شد .
     آیین خرمدینی از اوایل ورود قوم عرب و دین جدید به ایران ، به عنوان میراث مزدک اما به شکل روستایی پسند آن در ایران رواج داشت . در خراسان خرمدینی با خاطره ابومسلم ارتباط بیشتری داشت و عده ای از خرمدینان در زیر نقاب تشیع ازاو و خاندان او با تکریم و تقدس یاد میکردند . گویند که ابومسلم دختری به نام فاطمه داشت که خرمدینان وی را در آیین و نیایش خود تقدیس میکردند و گاه نیز با لحنی که شامل نوعی ایهام سیاسی بود به پسر او (پسر فاطمه) درود میفرستادند . کودکی که بی نام و نشان باقی ماند و وی را کودک دانا میخواندند وبه امید اینکه وی قیام خواهد کرد و زمین را از ظلم و ستم و بخصوص خلفای عباسی و عرب پاک میکند ، وی را مهدی یا فیروزمیخواندند .
     طی سالیان دراز خرمدینان فرقه ای صلح جو ،آرام ، لذت دوست و عشرت پرست بودند که بخاطرتعدیهایی که از جانب همسایگان و بخصوص اعراب به آنها تحمیل شد راه عصیان و مخالفت را پیش گرفتند . بالاخره مقارن عهد هارون الرشید به رهبری جاویدان بن سهل در آذرباییجان قیام کردند و چون بیداد خلفای عباسی و دست نشاندگانشان باعث بروز نارضایتی در ایران شده بود ، مردم از همه جای ایران اعم از همدان ، اصفهان ، قم ،کاشان ، ری تا اطراف خراسان و سیستان به وی پیوستند . هارون الرشید نتوانست این قیام را سرکوب کند . مقارن حکومت مامون رهبری خرمدینان به بابک رسیده بود که قلعه بذ در آذرباییجان را محل سکنای خود کرده که در حال حاظر در شهرستان کلیبر واقع و به قلعه بابک معروف است . مقاومت وی در برابر مامون طولانی شد بطوری که هریک از سرداران خلیفه بعد از جنگهای سخت با وی شکست خورده و مجبور به عقب نشینی میشدند . بابک با ازدواج با دختر راساک شاهزاده ارمنی با آنها پیمان اتحاد گونه ای بست . تئوفیلوس امپراطور بیزانس هم که با شورش بابک مرزهای شرقی خود با خلیفه را آرامتر میدید به بابک کمکهایی اعطا کرد تا این شورش ادامه یابد . در نهایت خلیفه سردار ایرانی نژاد خود ، افشین ، را برای سرکوبی بابک فرستاد . افشین بعد از گرفتن جاده ها ،کوه ها و قلعه های اطراف بذ که چندین سال طول کشید از در خدعه و نیرنگ وارد شد و شروع به مکاتبه با بابک کرد و از آیین و سرزمین کهن سخن گفت .تا اینکه توانست بابک را به خروج از قلعه وادارد و قلعه را تصرف کرد . بابک به ارمنستان گریخت ولی شاهزاده ارمنستان سهل بن سنباط به الزام و اصرار فرستادگان خلیفه بابک را تسلیم خلیفه کرد و در بغداد اعدام شد .
     مقارن پایان عهد بابک مازیاربن قارن که یکی از شاهزادگان قدیم ایران بود و به حکم خلیفه حکومت قسمتی از جبال طبرستان را بر عهده داشت به بهانه مخالفت با حکومت طاهریان که دست نشانده خلیفه در خراسان بودند اعلام سرکشی کرد . وی در عهد مامون به بغداد رفته بود و به آیین مسلمانی گرویده و به دستور خلیفه نام خود را از مازیار به محمد تغییر داده بود . در بازگشت به طبرستان مازیار (محمد) که عامل مامون بشمار میرفت به اتکاء حکم و حمایت خلیفه مدعیان را از جمله عموی خود را که در آغاز کار با وی به مخالفت برخاسته بود از میان برد و به عنوان یک والی مسلمان و نماینده خلیفه عباسی تمام طبرستان و رویان را قلمرو حکومت خویش اعلام کرد و خودرا گیل گیلان و اسپهبد اسپهبدان خواند . وی حکومت طاهریان خراسان را ، که طبرستان و گیلان زمین از جهت تقسیمات اداری جزو آن محسوب میشد نادیده گرفت ، و خراج طبرستان و رویان را خلاف رسم دیوانی که میبایست توسط  طاهریان به خلیفه پرداخت میشد مستقیما به بغداد میفرستاد . در واقع نسبت به دیوان خلیفه و سازمان مالی و اداری او بطور غیر رسمی اعلام عصیان کرد و خراسان وخلیفه را بر ضد خود برانگیخت .
     افشین که بعد از جنگ با بابک قسمتی از خراسان را از خلیفه برای حکومت دریافت کرده بود و از خراج دادن به طاهریان که حکمران خراسان و در واقع خراج ده خلیفه بودند ، ناراضی بود وخراسان و ماورالنهر را میراث نیاکان خود میدانست مازیار را به شورش تشویق کرد . به امید اینکه طغیان کوه نشینان طبرستان مثل طغیان بابک در جبال آذرباییجان طول خواهد کشید و عبدا… طاهر ، والی خراسان از دفع او عاجز خواهد آمد و لاجرم خلیفه افشین را برای سرکوب اعزام خواهد کرد و او ضمن فرونشاندن شورش مازیار خواهد توانست اعتماد خلیفه از طاهریان را برگرداند و حکومت خراسان را از خلیفه دریافت کند و حکومت پدران را در آنجا بسط و در نهایت تمام آنجا را با جنگ و شورش از تسلط خلیفه بیرون آورد .
     با اعلام حمایت افشین ، مازیار مخالفت خودرا با بی باکی بیشتری نسبت به خلیفه اعلام کرد . عامه روستاییان و کوه نشینان که از خلیفه ناراضی بودند به وی پیوستند و قیام وی که به نوعی قیام مزدکی با نام نهضت سرخ جامگان  بود خواب خوش را از دیده خلیفه ربود . با حمایت مازیار روستاییان بر کدخدایان شوریدند و مسلمانان نواحی ساری و آمل را گرفتند . عده ای را کشته و از عده ای خراج یک ساله را یکجا دریافت کردند . دیگر هیچ مسلمانی در طبرستان امنیت نداشت . با اعلام شکایت مسلمانان به خلیفه ، وی عبدا… طاهر را مامور سرکوب مازیار کرد . بر خلاف تصور افشین ، عبدا… طاهر توانست مازیار را شکست دهد و با خیانت برادرش ، کوهیار ، که با طاهریان ارتباط برقرار کرده بود مازیار به چنگ خلیفه افتاد و اعدام شد . تاریخ اعدام مازیار ۱۲ تیر ماه مقارن با ۳ ژوئن سال ۸۳۹ میلادی میباشد .
     در حین بازجویی از وی راز بین او و افشین بر ملا شد . افشین انکار کرد و با طرح نقشه ای در صدد قتل خلیفه برآمد . توطئه آشکار شد و وی دستگیر گردید . در طی محاکمه هم معلوم شد آیین اسلام نمیورزد و با اعراب و آیین آنها دشمنی دارد . پس به اتهام ارتداد و خیانت و سوءقصد به جان خلیفه به اعدام محکوم شد و در زندان با خوراندن زهر هلاک گشت . جسد وی و مازیار را نزدیک جسد بابک که گفته میشد در اواخر حال با او همداستان بودند به دار آویختند تا مایه عبرت دیگران گردند .
 

     قسمتی از تاریخ ایران زمین را ورق زدیم و با بابک خرمدین و مازیاربن قارن که گفته شدخرابه های قلعه ای در تنگه واشی ظاهرا متعلق به اوست آشنا شدیم .
     به دیگر همنوردان عزیز توصیه میکنم از بقایای این قلعه و قلعه بابک در کلیبر استان آذرباییجان شرقی دیدن کنند .        
       
                                                                                                گردآورنده
                                                                                               پوریا نوری
                                                                                 گروه کوهنوردی چکاد رشت      
                                tangevashi1tangevashi2