مقالات کوهنوردی سایت چکاد » Uncategorized

۱۳ شهریور, ۱۳۸۸

سایت گوگل

۱۷ شهریور, ۱۳۸۷

۱۷ شهریور, ۱۳۸۷

افتخاري با عنوان ايستادن بر بام دنيا    

قله اورست با ارتفاع ۸۸۴۸ متر از سطح دريا ، بلندترين نقطه زمين محسوب ميشود . اين كوه كه در جنوب قاره آسيا در بخش هاي مرزي نپال و چين بوده ، يكي از قله هاي رشته كوه هيمالياست كه به بام دنيا نيز مشهور است . اگرچه به گفته بسياري از كارشناسان رشته كوهنوردي فتح قله اورست آسانتر از رسيدن به قله هايي نظير و است ،اما به هر حال رسيدن به مرتفع ترين نقطه روي زمين براي خود ركوردي است كه بسياري از كوهنوردان آن را به اشكال مختلف براي خود به ثبت رسانده اند .
     نام محلي كوه اورست ، شومولونگما به معني (الهه مادر برفها) است . مسير جبهه جنوبي امروزه به عنوان پرطرفدارترين مسير براي دستيابي به اورست در آمده است . اردوهاي پيش بيني شده در اين مسير ۴ كمپ است كه آخرين آن براي حمله نهايي در ارتفاع ۷۹۰۰ متري برقرار ميشود . اكثر كوهنوردان از اين نقطه به بعد براي صعود قله از ماسك و اكسيژن استفاده ميكنند .
كاشف اورست
     در سال۱۸۵۲ و در زمان اشغال هندوستان توسط انگليسيها يك هندي به نام رادهانات سيكدهار كه رياضي دان بود كشف كرد كه اورست بلندترين قله جهان است ، اما سلطه استعمار بر هندوستان آن قدر سنگين بود كه نام اين قله از اسم سر جورج اورست ، نقشه كشي كه جغرافياي هندوستان را بررسي ميكرد ، گرفته شد .
اولين ناكامي
     از تاريخچه تلاش براي فتح اورست اطلاع كافي در دست نيست ، اما گفته شده كه اولين تلاش بزرگ و ناكام براي فتح اورست در سال ۱۹۲۴ و به وسيله جورج مالوري انگليسي كه پيشتاز ۳ تيم براي فتح اين قله بود انجام گرفت ، ولي متاسفانه وي به همراه همنوردش اندرو اروين در اين تلاش بزرگ جان خود را از دست دادند . مالوري به هنگام مرگ تنها ۳۸ سال سن داشت .
اولين صعود
     اولين انساني كه توانست با موفقيت قله اورست را فتح كند ، ادموند هيلاري ، كوهنورد نيوزلندي بود . او از دوران كودكي راهپيماي بسيار خوبي بود و هر روز مسير ۲ ساعته مدرسه را پياده طي ميكرد . هيلاري اما در مسير بيكار نبود و براي خود مطالعه ميكرد . اين اسطوره بزرگ از ۱۶ سالگي با كوهنوردي آشنا شد و احساس كرد كه با وجود جثه كوچك و نحيفش از توانايي خاصي براي اين مهم برخوردار است . اين گونه بود كه او به كوهنوردي علاقه پيدا كرد و در سن ۳۴ سالگي دست به كاري بزرگ زد تا توانايي هاي خود را به جهانيان اثبات كند . او يك روياي بزرگ در ذهن داشت و آن رسيدن به قله اي بود كه انساني نتوانسته بود بر آن گام بگذارد ؛ هدف او اورست بود . در اين سفر ماجراجويانه شرپا ، تنسينگ نورگي ، از ساكنان همان منطقه همراه هيلاري بود . در ساعت ۱۱:۳۰ نهم ماه مي سال ۱۹۳۵ يعني حدود ۷۷ سال پيش هيلاري موفق به فتح اورست شد . اين كوهنورد نيوزلندي و يار همراهش از مسير يال جنوب شرقي و با عبور از آبشار يخي ، كمپ غربي و لوتسه فيس به قله رسيدند . نخستين فاتح اورست چند ماه پيش يعني در روز ۱۱ ژانويه ۲۰۰۸ در بيمارستان شهرداري آوكلند از دنيا رفت .
پيرترين فاتح
     در سال ۲۰۰۵ تاكائو آراياما كوهنورد ژاپني موفق شد با داشتن ۷۰ سال و ۲۲۵ روز سن به قله اورست صعود كند و نام خود را به عنوان پيرترين فاتح اورست به ثبت برساند . تاكائو آراياما را در اين صعود ، ۶ راهنماي بومي از نپال و ۵ كوهنورد ژاپني همراهي كردند .
سريع ترين اسكي
     بوئي چيرو ميوراي ژاپني كه در سن ۶۰ سالگي از كوهنوردي بازنشسته شده بود در سال ۲۰۰۳ بار ديگر به اورست بازگشت تا به عنوان مسن ترين فاتح دست يابد . ميورا با ۷۰ سال و ۲۲۲ روز سن به خواسته خود جامه عمل پوشاند . وي نخستين كسي است كه در سال ۱۹۷۰ مسير لوتسه فيس را (جبهه غربي لوتسه ، در مسير صعود جبهه جنوبي اورست) در كمتر از ۲ دقيقه اسكي كرد و جان سالم به در برد . البته ۲ سال بعد ركوردش شكسته شد ، اما ظاهرا ميورا بار ديگر قصد دارد براي بازپس گرفتن ركوردش به زودي به اورست بازگردد . بايد منتظر بود و ديد پيرمردهاي ژاپني تا كجا پيش خواهند رفت .
نخستين صعود بدون اكسيژن
   در تاريخ هشتم ماه مي سال ۱۹۷۸ اتفاق نادري در تاريخ كوهنوردي جهان به وقوع پيوست . در اين روز راينهولدمسنر ايتاليايي و پتر هابلر اتريشي بلندترين نقطه كره زمين را بدون ماسك تنفسي فتح كردند . تنها سودايي بزرگ ميتواند پاسخگوي چنين عمل جسورانه اي باشد . اين دو بدون آنكه از ماسك اكسيژن استفاده كنند ، موفق به فتح رفيع ترين نقطه جهان شدند . بسياري از كارشناسان اين عمل را خودكشي تلقي كردند .
     سرماي زير ۴۰ درجه سانتيگراد ، زوزه بادهاي طوفاني و هزاران هزار مشكل ديگر در راه آنها وجود داشت . اكثر كوهنوردان حتي با ماسكهاي اكسيژن هم تاب چنين شرايطي را نياوردند و بازگشته اند ، اما مسنر و هابلر خيال بازگشت نداشتند . حدود عصر بود كه سرانجام مسنر و هابلر برفراز قله اورست رسيدند ، اما با وجود اينكه اين فتح ، انقلابي را در تاريخ كوهنوردي پديد آورد ، كمتر كسي از آن استقبال كرد . از آن زمان تا كنون قله اورست ۳هزارو ۷۰۰ بار ديگر فتح شد ، اما تنها ۴درصد از اين تعداد حاضر شدند مانند مسنر و هابلر از ماسك اكسيژن صرف نظر كنند .
جوان ترين فاتح
     جوان ترين انساني كه تاكنون موفق به فتح اورست شده يك راهنماي محلي ۱۵ ساله بوده كه در سال ۲۰۰۳ موفق به اين مهم شد . البته بسياري از سايتها از سامانتا لارسون ۱۸ ساله به عنوان جوانترين فاتح نام برده و برخي ديگر درخصوص صعود يك نوجوان ۱۷ ساله فرانسوي به اورست در سال ۱۹۹۰ خبر داده اند .
نخستين زن
     جونكوتاباي ژاپني در روز ۱۶ ماه مي سال ۱۹۷۵ از جبهه جنوبي موفق شد به قله اورست برسد تا نام خود را به عنوان اولين زن فاتح اين قله به ثبت برساند .
نخستين مردان ايراني
     ۴كوهنورد به نامهاي حسن نجاريان ، زنده ياد  محمد اوراز ، حميد اولنج و جلال چشمه قصاباني اولين فاتحان ايراني و مسلمان قله اورست بودند .
نخستين زنان ايراني
     فرخنده صادق و لاله كشاورز به عنوان اولين زنان مسلمان و ايراني در سي ام ماه مي سال ۲۰۰۵ ميلادي (۹خرداد ۸۴) در سفري ۱۰ هفته اي كه با هواي بد و سقوط بهمن همراه بود موفق به فتح قله اورست شدند .
نخستين معلول
     تام ويتاكر آمريكايي كه در يك حادثه رانندگي پاي راست خود را از دست داده بود با همتي عالي و با كمك گرفتن از يك پاي مصنوعي در روز ۲۷ مي سال ۱۹۹۸ موفق به فتح بام دنيا شد . وي در ۴۷ سالگي نخستين معلولي كه به اورست صعود كرد نام گرفت .
نخستين نابينا
     اولين و تنهاترين نابينايي كه موفق به فتح اورست شد اريك ويلهنماير آمريكايي بود كه در تاريخ ۲۵ مي سال ۲۰۰۱ موفق به انجام چنين كاري شد . وي در هنگام فتح اورست ۳۱ سال سن داشت.
 

۲ خرداد, ۱۳۸۷


 ۱- تنها ترين و زيباترين گربه روي كره زمين ، گربه عزيزمان ، ايران است.
۲- بلندترين قله مخروطي آتشفشاني در دنيا قله دماوند است.
۳- طولاني ترين غار نمكي دنيا در جزيره قشم واقع شده است.
۴- پنجمين غار نمكي دنيا به نام غار دانشجو در جزيره هرمز واقع شده است.
۵- طولانی ترین غار آبی آسیا غار قوري قلعه در کرمانشاه است.
۶- مرتفع ترين درياچه دنيا درياچه قله سبلان است.
۷- گرمترين نقطه كره زمين منطقه گوديز در استان كرمان است. (در زمستان ، در نيمه روز و در سایه دماي آن حدود۶۷ درجه سانتيگراد مي باشد. )
۸- بزرگترين جنگل حراي دنيا در جزيره قشم است.
۹- تنها ژئوپارك خاور ميانه جزيره قشم است.
۱۰- قسمتي از بزرگترين درياچه دنيا (خزر) در ايران قرار دارد.
۱۱- سومين خليج بزگ جهان ، خليج هميشه فارس است.
۱۲- بزرگترين جزيره غير مستقل دنيا جزيره قشم است.
۱۳- کهن ترین مرکز سکونت بشری نیاسر کاشان است.
۱۴- نخستین پایگاه سفالگری جهان منطقه تپه سیلک کاشان است.
۱۵- قديمي ترين منشور حقوق بشر ، منشور كورش كبير است كه در برتیش میوزیوم لندن نگهداري مي شود.
۱۶- پهناورترین امپراطوری شناخته شده در دنیا امپراطوری کوروش کبیر بوده است.
۱۷- قديمي ترين درفش  مفرغی ساخت بشر ، درفش پيدا شده در شهرستان شهداد از توابع استان كرمان است كه در حال حاضر در موزه ايران باستان در تهران نگهداري مي شود.
۱۸- قديمي تريم مرد نمكي دنيا مرد نمكي پيدا شده در معدن نمك زنجان است كه در حال حاضر در موزه ايران باستان در تهران نگهداري مي شود.
۱۹- بعد از كليساي جامع مريم مقدس در فلورانس ايتاليا و مسجد اياصوفيه استانبول ، سومين بناي عظيم آجري جهان گنبد سلطانيه است.
۲۰- بزرگترين شهر خشتي دنيا ارگ بم است.
۲۱- قدیمی ترین پل جهان به نام پل ساسانی در استان خوزستان قرار دارد.
۲۲- تنها پل باستانی دنیا که هنوز بر روی آن وسیله نقلیه رفت وآمد میکند و مربوط به ۱۷۰۰ سال پیش است در دزفول واقع شده است.
۲۳- بزرگترين بازار سرپوشيده دنيا بازار شهر تبريز است.
۲۴-بزرگترين ميدان مستطيل شكل دنيا ميدان نقش جهان اصفهان است.
۲۵-بزرگترين ميدان خاورميانه با وسعت ۱۵۰۰۰ متر مربع ميدان آزادي تهران است كه فضاي سبز اطراف آن نيز حدود ۵۰۰۰۰ متر مربع است.
۲۶- بزرگترين ساعت عقربه اي دنيا در تهران تقاطع اتوبان همت و مدرس واقع شده است.
۲۷- بعد از برجهاي تورنتو ، مسكو ، شانگهاي ، برج ميلاد چهارمين برج مرتفع دنيا مي باشد.
۲۸- ايران تنها كشور در خاورميانه است كه در آن واحد ميتواند هر چهار فصل را با هم داشته باشد.
 

                                                          گرد آورنده
                                                           پوريا نوري
                                                گروه كوهنوردي چكاد رشت  
 

۹ اردیبهشت, ۱۳۸۷

این جزیره با ۷۷ کیلومتر مربع مساحت در فاصله ۸۱ مایلی از بندر عباس و ۱۶ کیلومتر از شهر قشم و در جنوب شرقی این شهر ، در مدخل تنگه هرمز واقع شده. جزیره لارک از کوههای آتشفشانی مخروطی شکل تشکیل شده است . چند چشمه نمک و سواحل بسیار زیبا و قلعه پرتقالیها از جمله دیدنی های جزیره لارک است . همچنین آثاری از تلگرافخانه کمپانی هند شرقی در نقطه ای موسوم به مرنه در جزیره وجود دارد . ارتفاع بلند ترین نقطه جزیره۱۳۸ متر میباشد . اکثر مردم جزیره به فعالیت صیادی مشغول هستند . در جزیره حدود ۷۰ راس آهو و تعداد زیادی خرگوش زندگی میکنند . آب مصرفی جزیره هر ۲ هفته یکبار توسط کشتی از بندر عباس تامین میشود . 

                                          گرد آورنده 

                                          پوریا نوری 

                                  گروه کوهنوردی چکاد رشت  

 

 

 

۹ اردیبهشت, ۱۳۸۷

اين جزيره در جنوب جزيره قشم واقع شده و وسعت آن حدود ۶/۳۳ كيلومتر مربع به شكل مخروطي ناقص ميباشد . نام پيشين آن جزيره هنجام يا هنيام بوده . فاصله آن تا بندر عباس حدود ۴۳ مايل دريايي (۸۰كيلومتر) وتا شهر قشم حدود ۲۹ مايل دريايي ميباشد . بلند ترين نقطه جزيره كوه ناكس با ارتفاع ۱۰۶ متر است . بزرگترين قطر جزيره از روستاي هنگام كهنه (هنگام عربا) تا هنگام جديد ۹ كيلومتر است . تنها فعاليت اقتصادي جزيره ماهيگيري است . ديگر روستاي جزيره روستاي غيل است با حدود ۵ خانوار جمعيت . روستاي هنگام قديم حدودا ۱۰ خانوار جمعيت دارد .

در ساحل جزيره هنگام تعداد زيادي دلفين زندگي ميكنند كه محل مناسبي براي جذب توريست است . همچنين تعداد زيادي خرچنگ سفيد در جزيره ديده ميشود كه اهالي در زمان ابتلا به بيماري سياه سرفه يكي از خرچنگها را گرفته و در آب جوشانده و از آب آن براي درمان سياه سرفه استفاده ميكنند .
از نقاط ديدني جزيره هنگام ميتوان به زيارتگاه سيد منصور معروف به زيارت سرخ ، تاسيسات بندري انگليسيها ، خانه هاي متروكه و قديمي روستاي هنگام قديم ، كوهها و خاكهاي به رنگ قرمز به نام گلك (كه از اين خاك در صنعت تزييني ساختمان استفاده ميشود) و در نهايت سنگهايي كه مردم جزيره اعتقاد دارند به مادر و ۲ دخترش متعلق است كه در زمانهاي گذشته در هنگام فرار از دست زورگويان از خداوند كمك خواستند و خدا با تبديل آنها به سنگ نجاتشان داد . اين سه سنگ در نزديكي روستاي غيل قرار دارند .
ساحل جنوبي جزيره بينهايت زيباست . بعضي نقاط ماسه اي دارد ولی بیشتر مسير ساحل صخره اي است . انواع صدفها و مرغهاي ماهي خوار در اين قسمت ديده ميشوند . پياده روي در طول ساحل جزيره هنگام هر لحظه زيبايي خاصي را جلوي چشم مي آورد .حيوانات كوچكي كه از مليونها سال پيش صدفهايي به اين زيبايي را ميساختند و هنوز كه هنوزه ميسازند ، لاك پشتهاي قشنگي كه براي تخم گذاري به ساحل مي آيند و يا در سطح آب بر روي امواج شنا ميكنند ، تعداد زيادي خرچنگ كه تقريبا در تمام جزيره پراكنده اند و آهو كه به تعداد زياد در كل جزيره ديده ميشوند .
                                                                                   گرد آورنده 
                                                                                    پوریا نوری
                                                                          گروه کوهنوردی چکاد رشت
 

۹ اردیبهشت, ۱۳۸۷

جزيره قشم

جزيره قشم با وسعت حدود۱۵۰۰ كيلومتر مربع از ۲۲كشور جهان بزرگتر و بزرگترين جزيره كشور عزيزمان ايران هميشه جاويد است . همچنين قشم بزرگترين جزيره غير مستقل دنيا نيز به حساب مي آيد . عكس هوايي از اين جزيره ، شكل آنرا شبيه يك نهنگ و يا دلفين ، آرميده در تنگه هرمز به ذهن مياورد .اين جزيره از شمال به شهر بندر عباس ،‌‌از شمال خاوري به جزيره هرمز ، از خاور به جزيره لارك ، از جنوب به جزيره هنگام و از جنوب باختري به جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي محدود ميگردد . طول جزيره از بندر قشم تا بندر باسعيدو در انتهاي جزيره ، در منابع مختلف بين ۱۰۰تا ۱۳۰ كيلومتر تخمين زده شده است ولي بيشتر روي طول ۱۱۵ تا۱۲۰ كيلومتر تكيه شده است . عرض جزيره نيز در نقاط مختلف متفاوت بوده و به سه عرض كم (بين طبل و سلخ) ، زياد (بين لافت كهنه و شيب دراز ) و متوسط در منطقه اسكان تقسيم بندي ميشود . با اين وجود عرض متوسط جزيره قشم ۱۱ كيلومتر است . جمعيت كل جزيره قشم بالغ بر ۹۸۸۰۰ نفر ميباشد . فاصله شهر قشم از بندر عباس ۲۲كيلومتر و نزديكترين نقطه از جزيره به ايران ۱/۸ كيلومتر در حدفاصل بندر لافت و روستاي پهل از توابع بندر خمير است . مرتفع ترين نقطه قشم ، كيش كوه با ارتفاع تقريبي ۳۹۰متر است كه يك كوه و گنبد نمكي است كه طولاني ترين غار نمكي دنيا نيز در اين ارتفاعات واقع است . جزيره قشم از طريق تنگه كلارنس يا خورخوران از سواحل ايران جدا شده است .
يونسكو جزيره قشم را تنها ژئوپارك خاورميانه معرفي كرده . براي اينكه منطقه اي به ژئوپارك نامگذاري شود بايد داراي شرايط خاصي مثل عوامل زمين شناسي ، پوششهاي گياهي و جانوري خاص و عوامل تاريخي باشد . تنها ۵۳ منطقه روي كره زمين وجود دارد كه ژئوپارك معرفي شده اند كه در ۱۷ كشور جهان هستند و ايران ما يكي از آن ۱۷ كشور است .
ديدنيهاي قشم
جنگل حرا
حرا گونه اي از درختان مانگرو است و در سواحل شمالي جزيره قشم ديده ميشود . بيشترين نوع گياهي در جنگل مانگرو درختان حرا است . دانشمندان و گياه شناسان به احترام دانشمند و حكيم ايراني ابوعلي سينا ، درختان مانگرو را به اسم اين دانشمند نامگذاري كرده اند . جنگل حراي جزيره قشم بزرگترين جنگل حرا دنيا به شمار ميرود و يونسكو ، اين جنگل را در فهرست ذخائر زيست محيطي جهان ثبت كرده .
جنگل حرا در زمستان محل مناسبي براي پرندگان مهاجر (انواع كاكايي ، پرستوي دريايي ، فلامينگوهاي سرخ ، حواصيل هاي سفيد و خاكستري و ….) ميباشد . در هنگام جذر كه ۲بار در روز ميباشد (۲بار جذرو ۲بار مد هر ۶ساعت) و آب پايين ميرود ، ريشه هاي درختان از آب بيرون آمده و اكسيژن گيري ميكنند و در هنگام مد دوباره زير آب فرو ميروند . گاهي مد آنقدر بالا مي آيد كه فقط سر شاخه هاي درختان از آب بيرون مي مانند . بهترين زمان براي بازديد از جنگل حرا زمان شروع مد آب است كه با بالا آمدن آب قايق ها ميتوانند بين درختان نيز حركت كنند .
اين درختان در اواخر تير و اواسط مرداد گل ميدهند . گلها بعد از مدتي به ميوه اي شبيه بادام تبديل ميشوند . اين ميوه ها بعد از مدتي جوانه زده و در داخل آب مي افتند و در خاكهاي ساحلي ريشه دوانده و شروع به رشد ميكنند . ميوه و برگ درختان حرا به عنوان گياه دارويي استفاده ميشوند . ماهيهاي زيادي در اطراف ريشه ها جمع ميشوند و غذاي خود را از آن نواحي بدست مياورند و در نهايت خود نيز غذاي پرندگان مهاجر مي شوند .
درختان حرادماي كمتر از ۵درجه سانتيگراد را تحمل نكرده و از بين ميروند .
گنبد هاي نمكي
كوه نمكدان در جنوب غربي جزيره واقع شده . گنبد نمكي پديده اي زمين شناسي است كه نمك از اعماق ۱۰تا۱۱ كيلومتري زمين به دليل چگالي كمي كه نسبت به سنگهاي اطراف دارد به طرف بالا حركت مي كند . قدمت سنگهاي نمكي در حدود ۵۸۰ مليون سال است كه به دوران پركامبرين برميگردد . گنبد نمكي گرد و دايره اي به قطر تقريبي چند ده كيلومتر مي باشد كه به علت بارندگي كم در جنوب ايران تعدادشان زياد است . نمك موجود در گنبد نمكي و غار هاي نمكي خاصيت درماني دارند و براي درمان بيماريهاي تنفسي و بخصوص آسم مفيد است و بيماران آسمي در درون غار به راحتي ميتوانند تنفس كنند .
غار نمكي
غار نمكي در گنبد نمكدان واقع شده در اين گنبد ۷غار نمكي وجود دارد . كه يكي از آنها طولاني ترين غار نمكي دنيا ميباشد . نمكهاي داخل غار حدود ۵۷۰ مليون سال عمر دارند . غارهاي نمكي در گنبدهاي نمكي در اثر انحلال نمك در آب بوجود مي آيند . براي رسيدن به غارها بايد از روستاي سلخ عبور كرده و بعد از طي مسيري حدود ۱۰كيلومتر جاده خاكي و گذر از چند پاسگاه نيروي انتظامي در سمت راست جاده به كارگاه شن و ماسه ميرسيم . روبه روي كارگاه دهانه ۳غار خودنمايي ميكند . دوتا از آنها روي هم قرار گرفته و ديگري در سمت راست آنها قرار دارد . براي ورود به اين دو غار بايد قسمتي از مسير را به صورت سينه خيز حركت كرد . طول اين دو غار حدود ۳۵۰متر ميباشد . در ورودي غار پاييني ميتوان يكي از نمونه هاي تضاد طبيعت را مشاهده كرد . چرا كه زنبور عسل كندوي خود را روي نمك ساخته . غار سوم كه سمت راست اين دو غار واقع شده دهانه بزرگي دارد و مسير درون آن را ميتوان به راحتي گذر و تا انتهاي غار پيش رفت . درون غار مملو از قنديلهاي نمكي است كه چشم هر بيننده اي را به خود جلب ميكند . درسمت چپ اين سه غار هم غار ديگري قرار دارد كه دهانه آن مخفي از ديد است و بايد با كسي كه به مسير آشنا باشد آنرا پيدا كرد . دهانه اين غار نيز سوراخ كوچكي است كه بايد به صورت خزيده وارد آن شد . در پشت تپه اي كه اين سه غار قرار دارند غار ديگري نيز قرار دارد كه بايد تپه را دور زد و دقيقا در پشت آن كمي ارتفاع بگيريم . در نهايت درون گودالي (دقيقا مثل غار رودافشان) دهانه غار را مشاهده ميكنيم . در هنگام ارتفاع گرفتن براي رسيدن به دهانه غار در مسير چند گودال و چاه عميق وجود دارد كه تقريبا از ديد مخفي هستند و بايد مراقب بود كه در آنها سقوط نكرد . در طول مسير نيز بايد مراقب زير پاي خود باشيم چرا كه در بعضي نقاط زير مسير جاده خالي است و اگر وزن زيادي روي آن قرار گيرد خطر سقوط وجود دارد. ارتفاع ورود به غار كاملا نمكي است و بايد از روي بلورهاي نمك غول پيكر كه از سقف سقوط كرده اند عبور كرد . مراقب باشيد كه در مسير اگر بلورهاي نمك وارد كفش شد به مدت طولاني در كفش باقي نماند چرا كه با عرق كردن پا و آب شدن بلور نمك ، باعث عرق سوز شدن سريع بين انگشتان پا ميشود . دهانه غار بسيار بزرگ بوده و داراي شيبي به سمت پايين ميباشد . ورودي غار تالار بزرگي است كه در سمت چپ آن ، جايي كه هنوز با نور بيرون روشن است تعدادي قنديل نمكي بسيار زيبا كه تازه متولد شده اند به چشم ميخورد . به بازديد كنندگان توصيه مي شود براي ارضا حس زيبايي پسندانه خود زحمت چند هزار ساله طبيعت را از بين نبرده و از كندن قنديلها خودداري كنند.
” از طبيعت چيزي به يادگار نبريم جز عكس و چيزي به يادگار نگذاريم جز رد پا “
تالار غار داراي نمكهاي كريستالي آويزان از سقف و گل كلمي شكل در تمام نقاط ميباشد . سقف غار نيز به رنگها مختلف بوده كه نشان از وجود مواد معدني در خاك آن ميباشد . در عمق تالار و در سمت چپ ، تالار ديگري وجود دارد كه براي ورود به آن بايد به صورت خميده حدود ۵ متراز مسير را طي كرد و وارد تالار بعدي شد . درون اين تالار نيز تعداد زيادي قنديل وجود دارد ولي قنديلهاي گل كلمي تعدادشان زيادتر است . سقف اين قسمت از غار نيز رنگي است و بسيار ديدني تر از تالار اول . اين تالار انتهاي غار ميباشد .
غار ديگري نيز در كوههاي روربه رو وجود دارد كه نسبت به ديگر غارها داراي تعداد زيادي قنديلهاي نمكي ميباشد . دهانه اين غار مملو از آويزه هاي نمكي است . طول اين غار حدود ۲۰۰متر است .
در نهايت با بازگشت به سمت پاسگاه و مسيري كه كاملا پاكوب است زير قسمتي از كوه كه به رنگ سرخ است رود كوچكي از دل كوه بيرون مي آيد كه دهانه طولاني ترين غار نمكي دنيا است . اولين تالار اين غار در فاصله ۶۷۰ متري از دهانه قرار دارد . براي ورود به غار بايد مسيري حدود ۳۰ متر را كه با نور بيرون نيز روشن است به صورت خميده از داخل رود عبور كرد . آب رود دماي حدود ۲۰ درجه سانتيگراد دارد و بسيار آرام است . غار داري يك درياچه به عمق حدود ۱متر در فاصله ۱۶۰ متري از دهانه ميباشد دهانه غار رو به جنوب است . پيش از اين تصور ميشد كه غار نمكي سدام در فلسطين اشغالي در كنار بحرالميت با طول ۵۶۸۵ متر طولاني ترين غار نمكي جهان است . بررسي غار قشم از سال ۱۹۹۷ توسط رئيس بخش زمين شناسي دانشگاه شيراز و دكتر پرژي بوروتانز آغاز شد و در نهايت در سال ۸۴ با كشف مسيرهاي غار نمكي قشم ، اين غار با طول ۶۵۸۰ متر طولاني ترين غار نمكي دنيا شناخته شد . به روايتي عمر غار كه با كربن ۱۴ اندازه گيري شده حدود ۹۰۰۰-۸۰۰۰ سال ميباشد . غار اوليه در عمق بيشتري بود كه با افزايش آب خليج فارس در زير آب فرو رفته و با رسوبات پرشد كه عمر آن حدود ۱۰۰۰۰ سال بود .
مسير داخل غار پيچ و خم هاي زيادي دارد كه در هر گذر آن با طراحي هاي بي نظير خالق تمام زيباييها مواجه ميشويم . قنديلهاي بسيار زيباي نمك از هر نوع و به اندازه هاي مختلف چشم هر بيننده اي را خيره ميكند . ميخواهي بماني و از ديدن آنها لذت ببري ولي پيش خود ميگويي جلوتر مناظر قشنگ تري هم هست ؟ همين سوال به حركت وا ميداردت و جلوتر به جواب مثبت سوال خود ميرسي و هرچه جلوتر مثبت تر . هرزگاهي بايد از داخل رود عبور كرد و قسمتي از مسير را بايد به صورت خميده و يا پا مرغي حركت كني. در قسمتي از غار بلورهاي حدود ۳متري نمك از سقف آويزان شده و تا نزديك زمين آمده اند . تا اينكه به قسمتي از مسير ميرسي كه سقف غار آنقدر پايين آمده كه بايد به صورت سينه خيز حركت كني . ولي بلورهاي نمك در كف غار در عين زيبايي آنقدر خشن هستند كه لباس را پاره كرده و پوست را ميخراشد . براي عبور از اين قسمت بايد به طول تقريبي ۱۵ متر زير انداز پهن كرد تا بتوان روي آن سينه خيز رفت و يا صفحه اي چوبي يا فلزي كه چرخهايي به اندازه بلبرينگ دارد ، در اختيار داشت تا بتوان از اين قسمت به راحتي عبور كرد . البته راحت ترين راه اين است كه پي سوراخ شدن لباسهايت را به تن ماليده و سينه خيز بر روي بلورهاي نمك حركت كني . بعد از گذر از اين قسمت وارد تالار ديگري ميشويم كه مملو از استالاكتيتها و استالاگميتهاي متعدد است . تا انتهاي غار اين فرازو نشيبها و زيبايي هاي خيره كننده وجود دارد .
در هيچ كدام از غارهاي ياد شده چراغ وجود ندارد و بايد از چراغهاي اضطراري و پيشاني استفاده شود . بازديد از اين غارها را به همنوردان عزيز توصيه ميكنيم .
غارهاي خربس
غارهاي خربس كه از پديده هاي زمين شناسي است همراه با ديگر پديده ها و كوههاي موجود در قشم وخود جزيره قشم دنباله چين خوردگيهاي رشته كوه زاگرس هستند كه در هزاره هاي گذشته از زير آب سر به بيرون آورده اند و در فاصله۱۱ كيلومتري از شهر قشم در جاده مجاور ساحل جنوبي واقع شده اند . اين غارها ، از غارهاي دريايي بوده كه در اثر گرداب و تخليه ماسه ها از حفره سنگها به وجود آمده اند . عمر غارها بسيار طولاني بوده و با پس روي آب دريا نمايان شده اند. با افزودن به فضاي داخلي وگسترش تالارها و دهليز هاي انشعابي توسط بشر ، اين غارها در دوران قديم براي سكوت و در مواقع اضطراري و جنگ (به علت ارتفاع دهانه غارها نسبت به محيط اطراف) جهت پناه دادن زنان و كودكان مورد استفاده قرار ميگرفته . در كنار غارها روستايي بوده به اسم خوربيز يا خربس كه اكنون كاملا ويران شده و جز كلاته گورستان و بركه اي كوچك چيزي از آن به جاي نمانده . اين روستا تا زمان ساسانيان(حدود۱۵۰۰سال قبل) مكاني آباد و محل تردد سياحان بوده . بعضي بر اين عقيده اند كه اين غار در روزگار مادها ، نيايشگاه مهر و محلي مناسب براي ستودن الهه ميترا بوده است . براي همين گاهي به غار ميترا نيز معرفي مي شود .
نكته قابل توجه در مورد غارهاي خربس ، وجود خفاشهاي دم موشي است كه بيشتر در زواياي تاريك غار و بخش انبار ذخائر غار زندگي ميكنند و مدام مشغول زاد و ولد هستند . كارشناسان محيط زيست معتقدند به علت كاربرد سموم دفع آفات ، نسل اين خفاش در حال انقراض است . جاي بسي خوشحالي است كه فعلا در اين محيط زندگي به كام آنهاست (البته اگر ما انسانها بگذاريم) .
زيارتگاه شاه شهيد
ميگويند در دورانهاي گذشته سيدي زندگي ميكرده كه از صداي خوبي برخوردار بوده و به زيبايي ني ميزد . در هنگام ني زدن دختران و زنها به دور او در دل كوه جمع ميشدند . روزي شوهر ها از كار روزانه باز ميگردند و ميبينند خانه ها خالي است . به كوه ميروند و زنها را مشغول گوش دادن به صداي ني سيد ميبينند . مردها از اين موضوع ناراحت ميشوند و با چوب و چماق به دنبال سيد مي افتند و وي را از بالاي كوه به دره مي اندازند ولي در پايين دره جسدي از وي پيدا نميشود و فقط لنگي از وي به جا ميماند . همين امر باعث ميشود كه براي وي زيارتگاهي در لبه كوه بسازند . برخي ميگويند كه با ناپديد شدن سيد ۴۰ زن نيز ناپديد شده اند . در حال حاضر اين محل به زيارتگاهي تبديل شده كه بيشتر زنها و دختران به زيارت آن ميروند . ميگويند زنهاي زيادي كه نازا بوده اند از وي حاجت گرفته و بچه دار شده اند . معمولا در روزهاي تعطيل و مناسبتهاي مختلف زنهاي محلي غذا درست كرده و به زيارت ميروند . ولي مردان همراه آنها نميروند و زنها را به حال خود ميگذارند .
البته در شجره نامه و مشخصات موجود در بقعه در مورد سيد ، مطالب ديگري نيز نوشته شده كه با مطالب موجود در اين نوشته و گفته هاي مردم محلي كه نسل به نسل در سينه ها چرخيده تفاوت دارد .
بقعه شاه شهيد در ۱۱ كيلومتري شهر قشم و دقيقا كنار غارهاي خربس قرار دارد .
دره ستاره ها
در غرب روستاي بركه خلف در فاصله ۵كيلومتري از ساحل جنوبي دره ستاره ها با تنديسها و بريدگيهاي شگفت انگيز بر اثر عوامل طبيعي فرسايش يافته و جلب توجه ميكند . علت شكل ويژه اين دره وبوجود آمدن انواع حجم ها و پديده هاي فرسايش در آن ، وزش بادهاي تند و گردش هوا در لابه لاي ستونها و حفره هاي موجود ميباشد . تقريبا تمام تنديسهاي موجود در اين دره ، خاكي است و به نوعي ياد آور كلوتهاي كوير لوت ميباشد . در بالاي اين تنديسها و تقريبا در تمام نقاط ميتوان صدفهايي را ديد كه نشان از وجود آب دريا در اين منطقه در گذشته هاي دور است كه امروزه عقب نشيني كرده .
مردم منطقه بر اين باورند كه در گذشته هاي دور ستاره اي از آسمان فرود آمده و موجب شكل يافتن اين دره شده است . برخي ديگر نيز عقيده دارند درشب ، هنگامي كه از اين دره به آسمان نگاه ميكني ستاره ها نزديكتر به نظر مي رسند . به دليل گردش هوا در دره و توليد صدا ، اهالي معتقدند با تاريك شدن هوا اين مكان ، محل عبور ارواح و اجنه است و براي همين در شب از ورود به دره اجتناب ميكنند .
دره چاهكوه
در فاصله ۱۰۰ كيلومتري شهر قشم و در كنار روستاي چاهوي شرقي دره زيباي ديگري كه در اثر عوامل طبيعي بوجود آمده ، وجود دارد كه به دره چاهكوه يا تنگه چاهكوه معروف است . اين دره مملو از احجام و تنديسهاي بي نظير و پوشيده از صدها حفره و كاسه و طاقچه بر بدنه آن با جويهاي سنگي و چاه هاي آب است كه از يورش باد ، بارش بارانهاي تند و تابش آفتاب داغ پديد آمده . بر خلاف دره ستاره ها كه شني و ماسه اي است بيشتر مسير اين دره سنگي است و صداي ارواح در شب ، در اين دره هم به گوش ميرسد .
بام قشم
در حد فاصل روستاي سلخ در جنوب و روستاي طبل در شمال فلاتي نيمه مرتفع قرار دارد كه به بام قشم مشهور است . راه رسيدن به آن از كنار روستاي طبل ميگذرد كه از انتهاي مسير ماشين رو پس از حدود ۱۵دقيقه پياده روي و صعود از دامنه هاي آن ميتوان به سطح فلات دسترسي پيدا كرد . در اينجا بقاياي يك روستاي ويران شده نيز وجود دارد كه اهالي منطقه آن را كلات كشتار مينامند . منظره روربه رو و پشت سر بام قشم آبهاي نيلگون خليج هميشگي فارس است .
شيب دراز
در قسمت جنوبي جزيره و در نزديكترين فاصله به جزيره هنگام ، منطقه اي است كه به شيب دراز معروف است و محل تخم گذاري لاك پشتها بخصوص لاك پشتهاي عقابي ميباشد . اين منطقه از طرف محيط زيست محافظت ميشود . زمان تخم گذاري لاك پشتها از اوايل اسفند تا اواخر خرداد ميباشد . هر لاك پشت در هر تخم ريزي بيش از ۱۰۰ تخم ميگذارد . زمان تخم ريزي براي هر لاك پشت هم حدود ۲ ساعت است و ۲ ماه بعد بچه لاك پشتها متولد ميشوند . در جزيره قشم ساحل صخره ايي وجود دارد به اسم ريگو معروف به ساحل لاك پشتها كه اين جانوران زيبا براي تنفس به روي آب مي ايند .
قلعه پرتغاليها
درسال ۱۵۰۷ آلبوركرك درياسالار پرتغالي جزاير دهانه خليج فارس را تصرف كرده و از اين طريق به راه بازرگاني بين هند و اروپا تسلط يافت . حكومت پرتغاليها بر اين راه ۱۱۰ سال طول كشيد در اين مدت دژها و قلعه هايي ساختند كه ميتوان به قلعه جزاير هرمز ، قشم و لارك اشاره كرد . قلعه قشم با مساحتي بيش از ۲هزار متر مربع از سنگهاي آهكي و گچي و با ملاط ساروج ساخته شده و شكل تقريبي آن مستطيل است و ۴برج در چهار كنج دارد . از اين دژ ظاهرا براي انبار مهمات و سلاح استفاده ميشد كه در مواقع ضروري به ديگر دژها كمك ميرسانده . بنا بر نوشته سديدالسلطنه ، نقبي ميان اين قلعه و نخلستان بيرون از شهر كنده بودند تا قلعه نشينان بتوانند به هنگام حمله دشمن و محاصره قلعه از دام مهاجمان بگريزند . درون قلعه بقاياي ۲ توپ از آن دوران باقي مانده . سرانجام در سال ۱۶۳۳ در دوره صفويه و به فرماندهي امام قلي خان سردار ايراني اين قلعه و ديگر پايگاه ها در دهانه خليج فارس فتح شد . اين قلعه در داخل شهر قشم كنار ساحل و رو به جزيره لارك و به اندازه ۱۰دقيقه پياده روي تا سه راه مخابرات قرار دارد .
قبرستان انگليسيها
باقيمانده محل زندگي شماري انگليسي در زمان فتحعلي شاه است و در بندر باسعيدو قرار دارد . تعدادي قبر ماموران دولت انگليس ، دكل ديده باني و قلعه كوچك ساحلي از آن باقي مانده .
مجموعه تاريخي فرهنگي بندر لافت
ساختار اين بندر كاملا سنتي و سراسر بادگير هاي معروف ايراني است كه در شهر يزد نيز به وفور يافت ميشود . غروب اين بندر از بالاي بلندي مشرف به شهر بسيار ديدني و آرام بخش است . قلعه كوچكي كه از دوران نادرشاه كه به قلعه نادري معروف است نيز در اين بندر ديده ميشود . اما تاريخ بناي آن قديمي تر از دوران نادر شاه است و به احتمال زياد بر روي پايه هاي دژ كهن باستاني قبل از اسلام ساخته شده است . در كنار قلعه نادري چند حلقه چاه به چشم ميخورد . تل مشرف به اين چاهها با سطح سنگي مرجاني آب باران را به گودال محل چاهها هدايت ميكند و چون كف چاهها به لايه هاي گچي ختم شده ، آب براي مدت طولاني نسبتا سالم و خنك در آن باقي ميماند . ميگويند تعداد آنها برابر تعداد روزهاي سال كبيسه ، ۳۶۶ حلقه بوده كه اهالي هر روز سال درب يكي از چاهها را برداشته و از آن آب ميكشيدند . ولي در حال حاضر فقط ۷۰ حلقه از آنها باقي مانده .
به علت تامين آب چاهها از تل بالا در اصطلاح محلي به تل او معروف بوده كه با ورود توريست ها به چاههاي طلا هم خوانده شده . درست مثل جورده (ده بالا) در چابكسر كه به جواهر ده تبديل شد .
آب گيرها
در قشم تعدادي آبگير و سد از دوران قديم به يادگار مانده . يكي از آنها سد پي پشت در كنار روستايي به همين نام است كه تاسيسات تقسيم آب اين سد حداقل از دوره ساساني است و ديگر آب گير سد گوران است . كارشناسان تاكيد كرده اند كه پي اوليه سد گوران از دوره هخامنشي و قسمت بالا و تاج آن به دوره ساساني برميگردد . ديگر سدهاي جزيره عبارتند از سد خالصي ، سيماب ، توريان و سلماب
درخت انجير معابد(لور)
از رستنيهاي شگفت انگيز مناطق حاره بويژه سواحل خليج فارس درخت انجير معابد يا لور است . به ظاهر ريشه هاي اين درخت از شاخه ها آويزان است . ميوه رسيده آن نارنجي رنگ و خوراكي است . يكي از زيبا ترين اين درختان را ميتوان در روستاي تم سنيتي منطقه توريان مشاهده كرد كه در نزديكي آن بقعه اي با معماري كهن به نام زيارت پير واقع شده .
جزيره ناز
يكي از زيبايي هاي جزيره قشم ، جزيره ناز است که در ساحل شرقی قشم واقع شده .وسعت جزیره ناز تقریبا سه هکتار است . این جزیره فاقد ساحل شنی است و دیواره های صخره ای به ارتفاع پنج تا ده متر اطراف آنرا فرا گرفته است . روی این جزیره کاملا مسطح است . در هنگام جذر آب ، جزيره ناز به جزيره قشم چسبيده و ميتوان با ماشين و يا پياده بين دو جزيره رفت و آمد كرد . ولي در هنگام مد ، آب مسير عبوري بين دو جزيره را پر كرده و قسمتي از جزيره قشم به نام جزيره ناز بوجود مي آيد . جزيره ناز را ميتوان در مسير رسيدن به اسكله قايقهاي مسافربر براي جزيره هنگام (اسكله كنجالو) مشاهده كرد . 


                                                                                                     گرد آورنده
                                                                                                      پوریا نوری
                                                                                           گروه کوهنوردی چکاد رشت
 

 

 

۱۶ اسفند, ۱۳۸۶

سلام

وقتی اهریمن گفت برمی گردم , هیچ شبی به دنبال روز نبود .

گفت بر می گردم .

گفت برو تو از من رانده شده ای

برمی گردم .

برمی گردی , زمانی که دیگر هیج درختی سایه اش را به فرزندانم ارزانی ندارد .

برمی گردی , زمانی که دیگر درخت در تکاپو نباشد که بار شاخه اش سنگین تر شود تا فرزندانم راه طولانی برای چیدن میوه ها داشته باشند .

برمی گردی , زمانی که دیگر درخت تن خود را به فرزندانم ندهد تا سقفی برای خود مهیا کنند .

برمی گردی , شبی که دیگر هیچ درختی سپر فرزندانم نشود تا آب خروشان آنها را ببرد.

برمی گردی , زمانی که دیگر درخت شیره جانش را نوش داروی فرزندانم قرار ندهد .

آری , برمی گردی آن شب که دیگر درخت رازدار درد دل هایی که فرزندانم در زیر سایه ی امنیتش بازگو می کنند , نباشد

به گمانم اگر درخت نباشد برمی گردد .

نگاهی آزاد به روز هفتم - امید کریمی

۱۲ آذر, ۱۳۸۶

موقعیت : مجموعه غارهای همه لون در فاصله ۶۰ کیلومتری شمال شرق تهران واقع شده اند . اگر از شهر میگون حدود ۴ کیلومتر به سمت دیزین پیش برویم بعد از عبور از تخته سنگهایی که بصورت سقف بر روی جاده پیش آمده اند ، در سمت چپ به کافه ای به همین نام (همه لون) میرسیم که از دیواره های سنگی پشت کافه که فنس کشی شده ، در زمستان به عنوان مدرسه یخ نوردی استفاده میشود . با عبور از روی پل فلزی که بر روی رودخانه بسته شده و گذر از کنار کافه وارد دره همه لون میشویم . در ژرفای دره همه لون رودخانه همه لون جریان دارد که آب کوه آهنگران را به رودخانه شمشک که از شاخه های اصلی جاجرود است میبرد .  بعد از گذشت حدود ۲۰ دقیقه در کناره راست رودخانه ، به دهانه ورودی غار همه لون کوچک میرسیم . شایان ذکر است در این پیاده روی با حفره های بزرگ و کوچکی در سینه کوه مواجه میشویم که شاید نتوان اسم غار را روی آنها گذاشت . چرا که با ورود به آنها نهایتا بتوانیم ۱۰ متر پیش برویم و به انتهای آن میرسیم . اگر این سوراخها را در دل کوه به عنوان غار بشناسیم ، ۳غار در میان تمامی این غارها سرشناس ترند . شاید علت نام گذاری این غارها به این نام وجود غارها و دخمه های ذکر شده است که در قدیم به عنوان سکونتگاه انسانها استفاده میشده و به همه جا لانه مشهور بوده که در اثر مرور زمان به همه لون تغییر نام داده .
    
دهانه ورودی غار همه لون کوچک حدود ۱۰ متر بالاتر از کف رودخانه قرار گرفته که دهانه ورودی آن را نبشی کشی کرده اند . ظاهرا قرار است برای ورودی غار دربی درست شود تا از این طریق درامدی حاصل گردد. دهانه ورودی غار ۵/۲ متر ارتفاع و ۳متر عرض دارد . بعد از ورود به غار وارد تالاری میشویم به ابعاد تقریبی ۸*۱۳ و بلندای ۵/۲ متر. بعد از گذر حدود ۸متر و سرازیر شدن به سمت پایین به قسمتی میرسیم که سنگها از سقف فرو ریخته و حالتی مثل مسیر رفت و برگشت ایجاد کرده . در این قسمت باید به صورت خمیده عبور کرد و بعد از یک پیچ کوچک به سمت چپ به سراشیبی ای در سمت راست میرسیم که طول آن حدود ۱۰ متر است و به انتهای غار میرسد . تقریبا در تمام طول غار میتوانیم از دیدن پرنده زیبای غار (خفاش) لذت ویاعذاب!! ببریم . در تمامی مسیر غار پدیده غار سازی مشاهده نخواهید کرد . زیرا که مجموعه غارهای همه لون جزو غارهای بسیار جوان محسوب میشوند . فقط در غار همه لون بزرگ در بعضی نقاط میتوانید استالاکتیت (چکنده) های بسیار کوچکی در اندازه نهایتا ۳ سانتی متر مشاهده کنید که به شکل سوزنی ، زیبایی وصف ناشدنیی به غار داده .
    
با خروج از غار همه لون کوچک به دست چپ میپیچیم و از سینه کش کوه که مسیر پاکوب دارد بالا میرویم . بعد از رسیدن به روی یال جاده به سمت چپ تمایل پیدا میکند و بعد از عبور از یک دره و دوباره ارتفاع گرفتنکه البته کار سختی نیست و به راحتی میتوان از آن عبور کردبه ۳ تخته سنگ بزرگ که به صورت عمودی قرار گرفته اند میرسیم که دهانه ورودی غار همه لون بزرگ در بین این سنگها واقع شده . در طول مسیر بین دو غار درختچه های زرشک و بوته های گلپر مسیر را زیبا و دل انگیز کرده .
    
دهانه ورودی غار همه لون بزرگ به صورت تقریبی یک مربع ۲*۲ بوده و دور آن نیز برای کار گذاشتن درب نبشی کشی شده . طول غار حدود ۱۱۰ متر میباشد . بعد از ورود به غار و گذر حدود ۵متر به تخته سنگهای عظیمی که از سقف فرو افتاده بر میخوریم . در این قسمت از غار باید از سرو صدای اضافی پرهیز کرد  چرا که سنگهای سقف ترکهای عمیقی دارند که در آستانه گسیخته شدن هستند . از میان تخته سنگها راهی خود نمایی میکند که شما را به دل کوه میبرد . بعد از عبور از تخته سنگها به دهلیزی میرسیم که باید به صورت خمیده از آن عبور کرد . کمی جلوترفضا بیشتر باز شده و در سمت راست در زیر سنگها اگر دراز بکشید میتوانید چکیده های بسیار جوان را که به رنگ سفید شیری است و نشان از کربنات کلسیم خالص است مشاهده کنید .کمی جلوتر دیگر نمیتوان خمیده گذر کرد و باید روی پاهای خود تقریبا نشسته تا بتوانی از میان سنگها عبور کنی . در انتهای این قسمت به سوراخ کوچکی میرسیم که یک فرد لاغر اندام به صورت خزیده میتواند وارد آن شود . البته بعد از گذر حدود ۱ متر این سوراخ نیز مسدود میشود . متاسفانه تعدادی توریست در این قسمت آتش روشن کرده و باعث سیاه شدن دیواره غار و همچنین از بین رفتن زیبایی استالاکتیت های تازه متولد شده ، شده اند .در سمت چپ با ادامه دادن مسیر باز هم به صورت خمیده به تخته سنگهای ابتدایی غار میرسیم .
    
تقریبا در تمامی طول دو غار ذکر شده چاله های عمیقی دیده میشود که حاصل حفاری های غیر مجاز افراد سود جو میباشد که تعدادی از این چاله ها از دید مخفی است و احتمال سقوط در آنها زیاد است .
    
بعد از بیرون آمدن ازغار، سراشیبی زیر غار را که منتهی به جاده مالرو در کنار سمت راست رودخانه میشود را پیش میگیریم . با رسیدن به جاده و پیمودن چند متر در سمت راست سوراخ کوچکی دیده میشود که شاید تصور اینکه این سوراخ غار کوچکی باشد مشکل بنظر بیاید . دهانه غار به ارتفاع تقریبا ۵۰ سانتیمترو عرض ۷۰ سانتیمتر است که باید بصورت خزیده وارد غار شد . در همان چند سانتیمتری ابتدایی مسیرتخته سنگی از زمین بیرون آمده که کار را برای افراد چاق غیر ممکن و از ورودشان جلوگیری میکند . بعد از خزیدن حدود ۳ متر ناگهان این دالان به سمت بالا کشیده میشود . شاید این قسمت سخت ترین جای مسیر باشد . باید به آرامی خود را بالا بکشید تا به ستون مهره ها فشار وارد نشود . درست در انتهای مسیر و با تمام شدن خزیدن چاله نسبتا بزرگی کنده شده که این هم جزو حفاری های غیر مجاز میباشد . با عبور از چاله باید به صورت خمیده از دالان باریکی به طول تقریبی ۷متر عبور کنید تا به تالار اول غار برسیم . ابعاد این تالار تقریبا ۵*۵ میباشد . صدای آب در این قسمت به خوبی شنیده میشود که شعبه ای از رودخانه است که به داخل غار راه پیدا کرده و در زیر تخته سنگها از دید مخفی میشود . بعد از عبور از این تالار به تالار دوم میرسیم که کمی کوچکتر است و شیب ملایمی به سمت بالا دارد . در بین دو تالار گلهایی که از بدنه غار نزدیک سقف درست مثل تشکیلات آهکی بوجود آمده زیبایی خاصی به این قسمت داده . در انتها ، مسیر  به ۲ دالان تقسیم میشود که هر کدام با پیمایش چند متر مسدود میشوند . در انتهای دالان سمت راست نور خورشید از درز سنگها دیده میشود و سقف آن بسیار سست و ریزشی است و امکان سقوط آن توسط سروصدا میرود . این قسمت از غار دقیقا کنار رودخانه و در پشت تخته سنگهای سمت راست سر در می آورد . در این غار نیز میتوان خفاشهایی که از سقف آویزان هستند را دید ولی تعدادشان بسیار محدود است . طول غار از ابتدای آن حدود ۶۳ متر میباشد .
      
کف هر سه غار گلی و کاملا لغزنده است .  غار ها فاقد هرگونه روشنایی بوده و باید به همراه خود چراغ داخل غار برد . این غار ها علاوه بر ارزش باستان شناسی دارای ارزشهای ویژه ای برای مطالعات زمین شناسی نیز هستند
                                                                                          
گرد آورنده
                                                                                           
پوریا نوری
                                                                                
گروه کوهنوردی چکاد رشت

۲۵ شهریور, ۱۳۸۶

 غار
       غار حفره ای است نسبتا بزرگ بر روی زمین یا در زیر آن مخصوصا اگر طبیعی باشد ، و در زمین دهانه یا مدخلی دارد .
     غارها به دو دسته طبیعی ومصنوعی طبقه بندی میشوند
  غارهای طبیعی
      غارهای طبیعی در اثر عوامل مختلفی چون نفوذ آب در طبقات آهکی ، وجود زمین لرزه یا چین خوردگی، اثر آبشارها و امواج دریا، وجود آتشفشان یا گدازه های حاصل از آن و انواع غارهای یخی به وجود میایند .
     اکثر غارهای طبیعی آهکی هستند وتعداد معدودی هم در سنگهای گرانیتی و آتشفشانی ویا سنگهای شنی بوجود آمده اند .
     منشا سنگهای آهکی به طور عمده کربنات کلسیم میباشد . پیدایش سنگهای آهکی احتمالا از دوره پرکامبرین(۵۵۴ ملیون سال قبل) میباشد .
  دوره های زمین شناسی
     دوره های زمین شناسی  چهار دسته بوده که هر کدام به دسته های مختلف تقسیم بندی میشوند . ۴دسته اصلی عبارتند از پر کامبرین(۵۵۴ملیون سال قبل به بالا) ، پالازوییک (از۵۵۴ ملیون سال تا ۲۴۸ ملیون سال قبل) ، مزوزوییک (از ۲۴۸ ملیون سال تا ۶۵ ملیون سال قبل) و سنوزوییک (از ۶۵ ملیون سال قبل تا زمان حال) .
     دوره پالازوییک به ۷ فسمت ،دوره مزوزوییک به ۲ قسمت و دوره سنوزوییک به دو قسمت  تقسیم بندی میشود که در زیر به اسامی آنها اشاره میشود (اعداد بر حسب ملیون سال میباشد) :
     ۵۵۴ – ۵۰۴ کامبرین
     ۵۰۴ – ۴۴۰ اوردوسین
     ۴۴۰ – ۴۱۰ سیلورین
     ۴۱۰ – ۳۶۰ دوونین
     ۳۶۰ -۳۲۵ می سی سی پین
     ۳۲۵ – ۲۸۶ پن سیلونین
     ۲۸۶ – ۲۴۸ پرمین
 
     ۲۴۸ – ۱۴۵ تریاس و ژوراسیک
     ۱۴۵ – ۶۵ کرتاسه
 
     ۶۵ – ۸/۱ ترتیاری
     ۸/۱ – ۰ کواترتیاری
 
     هنگام عبور آب از روی سنگهای آهکی مقداری از آهک روی سنگها در اثر فعل و انفعالات شیمیایی که ذکر آن در این مجال نمیگنجد، در آب حل شده و در لایه های زمین نفوذ میکند . حال اگر این محلول به داخل غاری جاری شود یا در لایه های سنگهای آهکی نفوذ کند با فضایی که دارای دی اکسید کربن کمتری است مواجه میشود. در این صورت آب مدت بیشتری نمیتواند تمامی کربنات کلسیم را در خود حل نماید . لذا رسوب یا ته نشین نازکی از آهک ، در سقف یادیواره غار به صورت آهک کریستالیزه آویخته از سقف باقی میماند .
      این تشکیلات آهکی که به طور عمودی از سقف به پایین آویزان شده اند را استلاکتیت یا چکنده مینامند .     ته نشین های آهکی به وجود آمده از چکه های آب از سقف به سمت پایین ، در کف غار رو به بالا میروند  که آنها رااستالاکمیت یا چکیده مینامند .
چکیده ها و چکنده ها به شکلهای مختلف رشد میکنند که میتوان به پرده ای ،سوزنی ، گل کلمی ، نخودی و فندوقی ، اسفنجی و نقل بادامی اشاره کرد .
     رشد آنها بسیار کند بوده و به نظر بعضی زمین شناسان رشد آنها در هر قرن برابر ۵/۲ سانتیمتر مکعب است . گاهی این دو تشکیلات در طول قرون متمادی بهم رسیده وتشکیل ستونی را میدهند که از سقف به زمین میرسد .
     زمانی که آب وارد زمین میشود ممکن است در حین حل کردن آهک به رگه هایی از فلزات و مواد معدنی دیگر برخورد کند ، در نتیجه مقداری از آنها را حل کرده و با خود به فضای داخل غار میبرد که در زمان شکل گرفتن تشکیلات آهکی این مواد در رنگ تشکیلات اثر میگذارد .
     رنگ سفید شیری که در مواقعی به زردی میزند رنگ خالص تشکیلات آهکی است و دیگر رنگها در نتیجه املاح موجود در کربنات کلسیم است . گاهی نیز تشکیلات آهکی به رنگهای مختلف دیده میشود که این امر وجود چند نوع ماده مختلف را درون لایه های زمین نشان میدهد .
    
     سیاه——- آهن          سبز ——- مس          قرمز——- هماتیت          نارنجی ——- جیوه
 
     غار رودافشان (جاده فیروز کوه)،علیصدر(همدان) و کتله خور (زنجان) از جمله غارهایی است که تشکیلات آهکی در آنها به وفور یافت میشود .
     وزش باد در غار باعث تغییر شکل تشکیلات آهکی میشود به طوری که استالاکتیت ها در گوشه هایی ، به جای رشد مستقیم به پایین ، حالت برجسته پیدا میکنند .
     غارها هواکشهای مخفی بیشماری دارند که هوای خارج به شدت از آنها داخل غار میشود . بدین سبب هوای داخل غار خنک وگاهی بسیار سرد است . همین امر باعث میشود که گاهی آبهای درون غار یخ بزند و به اشکال بسیار زیبای قندیل درایند . یخ بستن آبها در غارها ممولا از اوایل فصل بهار تا اواخر آن ادامه دارد . بهترین وقت برای دیدن قندیلهای یخی اردیبهشت ماه است که بیشترین تعداد و مقدار آنها را میتوان دید . غار یخ مراد در گچسر جاده چالوس و غار یخ در زیر قله دنا از جمله غارهای یخی بسیار زیبا ، در ایران ماست .
    
غارهای مصنوعی
       به این غارها غارهای دست کن نیز میگویند که تعداد آنها در ایران زیاد بوده و میتوان علت حفر آنها را به چند دسته تقسیم کرد :
۱-     برای اسکان و زندگی مانند مجموعه غارهای دست کن در میمند شهربابک .
۲-     برای دفاع که معمولا در مناطق مختلف کوهستانی یا زیر زمینی حفر میشدند .
۳-     برای برگذاری مراسم و آیینهای مذهبی .
۴-     غارهایی که در اثر استخراج یک معدن بوجود آمده اند .
     از میان غارهای مصنوعی ایران میتوان به غار پل مون در استان مازندران بین دو روستای پلور و گزنک ، غار نیاسرمعروف به غار سوراخ رئیس در نیاسر کاشان ، غار قلعه جوق در روستای قلعه جوق در   ۱۲۵ کیلومتری همدان و غار آبزا نزدیک روستای چشمه سهراب کرمانشاه  اشاره کرد .
     
    
        ایران جاوید ما مملو از غارهای زیباست که بازدید از آنها جزو خاطرات بیاد ماندنی برای هر کداممان بشمار میرود . در اینجا قصد دارم اطلاعاتی هر چند کم در باره غار رود افشان تقدیم کنم .
غار رودافشان
غار رودافشان در روستایی به همین نام در حدود ۱۰۳ کیلومتری تهران  و۴۰کیلومتر مانده به شهرستان فیروزکوه واقع شده . اگر از تهران به سمت شهرستان فیروزکوه حرکت کنیم بعد از گذشت حدود ۲ساعت به روستایی که تقریبا بر جاده واقع شده میرسیم که سید آباد نام دارد . سمت راست جاده ای فرعی ، که حدود ۲۰۰متر بعد از پل عابر پیاده که روی جاده فیروزکوه واقع شده ، قرار دارد. بعد از گذر حدود ۱۰ کیلومتر و گذشتن از یک دوراهی که راه سمت چپ آن خاکی است و وارد آن نخواهیم شد به دو راهی دوم میرسیم که باید به سمت چپ برویم . این جاده تا خود روستا آسفالت شده . بعد از ۱۰ کیلومتر به روستای رودافشان میرسیم . در انتهای روستا پاکینگی برای بازدید کنندگان از غار مهیا شده . با اینکه دهانه غار سومین دهانه بزرگ غارهای ایران بعد از غار ایوب در شهر بابک و غار اسپهبد خورشید در دوآب سوادکوه میباشد ، ولی باز هم از پاکینگ روستا نمیتوانی آنرا ببینی . بعد از گذر از روی پل رودخانه دلیچای و بالا رفتن ۲۰دقیقه ای از سینه کش کوه میتوان دهانه غار را که در یک سراشیبی است ، مشاهده کرد . مثل این است که کوه دهان گشوده و قصد بلعیدنت را دارد . وقتی به نزدیکی دهانه برسیم خوف ورود به این دهان عظیم، پشتت را میلرزاند . دهانه غار به شکل یک نیم بیضی است با طول ۴۵متر و ارتفاع ۱۲ متر و همانطور که قبلا هم ذکر شد سومین دهانه بزرگ غارهای ایران است . ورود به غار مستلزم دارا بودن وسایل روشنایی است . ولی در بازدید آخرمان از این غار که در تاریخ اول شهریور ماه ۸۶ صورت گرفت فیوزهای برق داخل غار تعمیر شده بودو پرژکتورهای داخل غارمسیر را روشن کرده بودند . ولی پیشنهاد میشود برای بازدید از غار چراغ اضطراری به همراه داشته باشید . غار رودافشان دارای بزرگترین تالار در میان غارهای ایران به ابعاد ۲۵*۸۰*۱۰۰ میباشد .
     رودخانه دلیچای که در کف دره جریان دارد ، از آب دریاچه های تار و هویر که حاصل ذوب شدن یخچالهای قره داغ در شمال سلسله جبال البرز ، تغذیه میشود و خود شعبه ای از رودخانه حبله رود است . به نظر بعضی زمین شناسان در سالیان دور آب این رودخانه تا نزدیکی دهانه غار بالا بوده و احتمالا شعبه ای از رودخانه از داخل غار میگذشته و باعث افزایش حجم داخل غار شده . حدود ۳۵۰۰۰ سال قبل  در اثر زمین لرزه ای که حاصل فعالیت آتشفشان قله دماوند بوده دهانه فعلی  شکاف برداشته وغار نمایان شده است .علت نام گذاری این غار به رودافشان ظاهرا بر این بوده که رود دلیچای یا دیوانه رود به علت پرآبی و شدت جریان بالا رود افسار گسیخته ای بوده و به رود افسار معروف گشته بود که در اثر مرور زمان به رودافشان تقییر نام داده و نام غار و روستا نیز گشته  .
     هنگام ورود به غار با فضای باز بسیار بزرگی روبرو میشویم  . سمت راست این تالار بسته است و در اطراف آن میتوان فعالیتهای غارسازی کمی را مشاهده کرد .همچنین سنگچینهایی دیده میشود که نشان دهنده سکونت انسان در ایام غار نشینی میباشد .  در سمت چپ راهروی بزرگی واقع شده که با ادامه دادن آن و گذر از تالارهای مختلف و پیمایش ۵۲۰ متر به انتهای غار میرسیم . ارتفاع دهانه ورودی غار از کف دریا ۱۸۰۰ متر و ارتفاع در انتهای غار ۱۷۵۰ متر میباشد ولی در درون غار بالا و پایین رفتن زیادی در پیش رو داریم . تالار اول غار از لحاظ فعالیت غار سازی و تشکیلات آهکی محدود بوده و تعداد کمی استالاکتیت و استالاگمیت قابل رویت است . در تالار دوم تقریبا فعلیت غارسازی مشاهده نمیشود ولی تالار سوم غار،  فعالترین قسمت غار از لحاظ غارسازی است و انبوه چکیده و چکنده ها در آن چشم هر بیننده ای را مشغول میکند .
     در تمامی غار پرنده زیبای غار ، خفاش ، دیده میشود . ولی در قسمت میانی غار مکانی وجود دارد که شاید بتوان آنرا تالار خفاشها نامید .با نزدیک شدن به این قسمت صدای جیغ خفاشها به راحتی شنیده میشود و دراین مکان از غار میتوان انبوهی از خفاشها را که در کنار هم از سقف سروته آویزان شده اند و روزگار میگذرانند  رامشاهده کرد . نوصیه میشود در این مکان با سرو صدای بلند عبور نشود چرا که ممکن است باعث وحشت این پرندگان شده و آنها را به پرواز واداشته ، که شاید باعث ناراحتی شوند . روی زمین زیر مکانی که خفاشها قرار دارند به علت وجود فضله های آنها زمین بشدت لغزنده است و بهتر است از راهی دیگر غیر از آن عبور کرد هرچند که تقریبا تمامی طول غار لغزنده و بعضی جاها گلی است ولی مکان خفاشها لغزنده تر است . باطوم برای ورود به غار الزامیست .
     نرسیده به انتهای غار در سمت راست مکانی تقریبا مخفی قرار دارد که کوهنوردان و غار نوردان به آن نام معبد آناهیتا داده اند . برای ورود به این قسمت باید از دیوار کوتاهی به ارتفاع ۸۰/۱متر که جای پا نیز دارد بالا رفت  . بعد آن به اطاقک کوچکی میرسیم که سمت راست آن کمی تو رفته و ارتفاع میگیرد و دارای چکیده وچکنده های بزرگیست ولی بن بست است . سمت چپ راهروی کوتاه و باریکی است که برای گذر ۱نفر به طور خمیده مناسب است و بعد از آن وارد اطاقی به ابعاد ۳*۴*۶ میشویم که معبد آناهیتا نامیده میشود . در اساطیر ایران باستان آناهیتا الهه آب و باروری بوده که وجود آب در این قسمت از غار شاید یکی از دلایل نامگذاری آن به این اسم باشد . متاسفانه بعضی از گردشگران در طول غار و حتی در این مکان زباله های خود را رها کرده اند که صحنه زشتی ایجاد کرده . همچنین نوشته هایی از بعضی افراد طبیعت نشناس بر روی چکیده ها و چکنده ها در تمامی طول غار دیده میشود که زیبایی آنها را در زیر دست خط خود از بین برده اند . آب گوارای داخل معبد از روی دیواره میچکد و نوشیدن آن باعث نشاط روح میشود . نوش جان .
     انتهای غار به شکل زیبایی از تخته سنگهای بزرگی پوشیده شده که دهلیز کوچکی در زیر آنها واقع شده که باید بصورت سینه خیز از آن عبور کرد و در نهایت بعد از کذشت چند متر دیگر به انتهای غار میرسیم.    
     غار رودافشان با شماره ۱۲۲۱۳ در فهرست آثار ملی در سال ۸۴ ثبت شده که به همه طبیعت دوستان توصیه میشود از آن دیدن کنند .

 

                                                                                                              

                                                                                           گرد آورنده
                                                                                           پوریا نوری
                                                                                 گروه کوهنوردی چکاد رشت